تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
دو شهر طبع هوا يكى باشد اگر چيزى ديگر نيوفتد يكى را ، از جهت نهاد از دريا يا كوه يا ريگ يا بلندى يا مغاكى . واگر أزين هيچ نبود ناچاره طبع يكى بود .

چه چيز ديگرگونه شود بدو شهر كه عرضشان مخالف بود وطول يكى

نيمروز ونيمشب بهر دو شهر بيكى وقت باشد . ونيز چون آفتاب بسر حمل آيد وبسر ميزان وهر كوكبى كه أو را ميل نبود ، بهر دو شهر بيكى وقت برآيند وبيكى وقت فرو شوند . فامّا آفتاب يا ستاره چون أو را از معدّل النّهار ميل بود ، اگر سوى جنوب بود بر آمدن أو بنخستين شهر آنكه عرضش كمتر است ، پيش از بر آمدنش بود بشهر دوّم آنكه عرضش بيشتر است . وفرو شدنش بشهر نخستين از پستر بود زبر آمدنش بدوم شهر . وفرو شدنش بنخستين شهر پيشتر بود از فرو شدنش بشهر دوم . واين پيشين وپسين را يكى اندازه نيست هميشه . ولكن بهر مدارى ديگر گونه باشند . وآنگاه اندرين دو شهر اندازهء يك روز با شب بعينه كه نه راست باشد هم مختلف بوند « 1 » . وسعت مشرقها وارتفاع وسايهء نيمروزان وعدد ستارگان ابدىّ الظهور وابدىّ الخفاء همه مختلف بوند . وبشهر دوم هوا ناچاره سردتر بود ، اگر از نهاد چيزى نيوفتد از آنچه برشمرديم . تا چو گرگان ورى باشد ، كه عرض گرگان از عرض رى بيشتر است . وليكن هواي گرگان گرمتر است از هواي رى . وهمچون غزنين سردسير وبغداد گرمسير ، وعرض هر دو يكى است .

چه چيز ديگرگونه شود بدو شهري كه هم عرضشان مخالف بود وهم طول مخالف « 2 »

اختلاف اندر آنشهرها مركّب گردد از آن دوگونه اختلافها كه جداگانه گفتيم « 3 » . وهرگز بر آمدن وفرو شدن چيزى بهر دو بيكى وقت نبود . مگر كه اتّفاق افتد بر آن دو نقطه كه افقهاى ايشان بر آن تقاطع كنند .
هامش
( 1 ) - ثمّ يختلف فيهما مقدار النّهار الواحد بعينه وليله إذا كانا مختلفين ، ع . ( 2 ) - خ ، اينجا ( مخالف ) ندارد . ( 3 ) - جداگونه ، خ .