تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
بزرگ بر زمين ، پنجاه وشش ميل وچهار دانگ ميل « 1 » وآنرا بسيصد وشست زدند تا
هامش
( 1 ) - ع ، ثلثا ميل . دو ثلث مطابق است با چهار دانك يعنى چهار ششيك . خد ، در أصل ( چهار يك دانگ ) بوده وروى ( يك ) خطّ كشيده است . هرگاه ارتفاع قطب يعنى ستارهء قطبى بآلات رصدى معلوم شود وروى خطّ نصف النّهار بر زمين هموار بسمت جنوب يا شمال برويم تا آنجا كه يكدرجه ارتفاع كمتر يا بيشتر شود ، مسافت پيموده اندازهء يكدرجه نصف النّهار زمين است . زيرا ارتفاع قطب همچند عرض بلد ودرجات عرض همچند درجات نصف النّهار آن شهر است وچون يكدرجه معلوم شد 360 درجه محيط دايره بدست ميآيد . در كتب تاريخ وهيئت ونجوم معروف اين است كه مأمون ميان سالهاى 215 - 218 گروهى از منجّمان را فرمود تا در دشت سنجار اينكار كردند واز آن نقطه كه ارتفاع قطب را رصد كرده بودند دسته‌اى با خالد بن عبد الملك مرورودى وسند بن علي بسمت شمال ودستهء ديگر با علىّ بن عيسى اسطرلابى وأبو البختري ( وبنوشتهء خفرى احمد سجزى نيز ) بسمت جنوب رهسپار گشتند ودر رفتن وبرگشتن مسافت را درست پيمودند نتيجة اين شد كه يكدرجه قوس نصف النّهار زمين هجده فرسنگ وهشت نهم فرسنگ يعنى 56 ميل ودو ثلث ميل است . وهر فرسنگى را بسه ميل وهر ميل را بچهار هزار أرش سودا يا ذراع هاشمي كه مأمون وضع يا متداول كرده بود بخش كردند . ظاهرا اين عمل محض اطمينان در يك وقت يا أوقات مختلف در چند جا تكرار شده است أساس همان دشت سنجار بوده امّا يكبار هم در نواحي كوفه ويكبار در نواحي شام ميان تدمر وفرات همين رصد انجام يافته است وهمان خالد بن عبد الملك مرورودى با سند بن علي وبعض ديگر مأمور اين رصد در شام بوده‌اند . اين مطلب از زيج حاكمى ( باب دوم ) ونوشتهء ابن خلّكان در ضمن ترجمهء حال محمّد بن موسى بن شاكر ونيز از مآخذ ديگر بخوبى معلوم ميشود . از نوشتهء آثار الباقية كه پيش نقل كرديم هم برميآيد كه خالد مرورودى در دمشق رصدى داشته است . باز در عصر مأمون وبفرمان أو ميان سنوات 215 - 218 رصدخانه‌هاى ديگر داير شده ورصدهاى ديگر كرده‌اند كه عمدهء راصدان همان اشخاص نامبرده‌اند از قبيل رصد شمّاسيّهء بغداد كه يحيى بن أبي منصور در آن دست داشت ونيز رصد كوه قاسيون دمشق كه أصحاب زيج ممتحن همچون خالد بن عبد الملك مرورودى ويحيى بن أبي منصور در كار بودند . وبعلاوة خود بنى موسى پس از مأمون در سرّ من رأى در سال 246 هجرى رصدى بنياد كردند وناگزير در مساحتها ورصدها اختلافاتى رخ داده است وقدر مشترك يقيني را گرفته‌اند .