تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
سوى دشت سنجار « 1 » تا طريق آن بكار داشتند وحصّهء يكى درجه بيافتند از دايرهء
هامش
ميكرد ودر رصد يكدرجه نصف النّهار زمين هم شركت داشت . يك رسالهء خطّى در رجوع وعطيّهء كواكب از وى بنظر نگارنده رسيده است . از خانوادهء أو چند تن بزرگان نجوم وأدب برخاستند . پسرش ( علىّ بن يحيى بن أبي منصور ) از ندماى متوكّل عبّاسى بود كه در سال 275 هجرى درگذشت . نوادگان ونبيرگانش ( أبو عبد اللّه هارون بن علىّ بن يحيى بن أبي منصور ) مؤلّف ( كتاب البارع ) در شعراء مولّدين متوفّى 288 و ( يحيى بن علىّ بن يحيى بن أبي منصور ) و ( هارون بن علىّ بن هارون بن يحيى بن أبي منصور ) همگى از علماى نجوم وأدب بودند . ( علىّ بن هارون بن علىّ بن يحيى بن أبي منصور ) از شعرا وادباى معاصر صاحب بن عبّاد بود وبنوشتهء ابن خلّكان در سال 352 وفات يافت . ج - أبو الطيب سند بن علي ( در كتاب بسائط علم الفلك وصور السّماء سناد بن علي ؟ ) يهودي بود وبدست مأمون اسلام آورد وبا أحمد بن موسى بن شاكر مناظرات علمي داشت وبنوشتهء ابن نديم در همهء رصدها كار ميكرد . د - عباس بن سعيد جوهري شارح كتاب أقليدس وصاحب اشكالى كه بر مقالت اوّلش افزود ، از همه چيز بيشتر هندسه ميدانست ( الفهرست ابن نديم ) . اينها كه برشمرديم يقيني است كه بروزگار مأمون وبفرمان أو در اندازه گرفتن يك درجه قوس نصف النّهار زمين كار كرده‌اند . امّا در بعض كتب هيئت ونجوم مانند شرح تذكرهء خفرى ( شمس الدّين محمّد بن أحمد خفرى متوفّى 942 ه ) در جزو اين راصدان نام از ( احمد سجزى ) رفته است . اگر اين روايت ونسخه‌ها صحيح باشد تواند بود كه اين احمد سجزى جدّ ( أحمد بن محمد بن عبد الجليل سجزى ) باشد كه مؤلف جامع شاهى وكتب ورساله‌هاى ديگر است وبشيراز در كنف حمايت عضد الدّولهء ديلمى ( 338 - 372 ) ميزيست ومطابق آنچه از جامع شاهى برميآيد تا 358 يزدگردى برابر 380 هجرى زنده بود ونام جدّش را بدو داده بودند بدين طريق ( أبو سعيد عبد الجليل أحمد بن محمد بن عبد الجليل احمد سجزى ) ؟ أستاذ علّامه آقاى ميرزا محمّد خان قزوينى در حواشي چهار مقاله شرحي ممتّع دربارهء مؤلّف جامع شاهى نگاشته‌اند . بعضي رساله‌هاى أو مانند منتخب كتاب الألوف بنظر نگارنده رسيده است . برخى هم جزو اين راصدان نام از ( محمّد بن جابر خافى ) برده‌اند وليكن سند وصحّت اين روايت معلوم نيست . امّا دانشمندان ديگر كه در رصدها وساختن أسباب وآلات نجومى براي مأمون كار ميكردند نام جمعى از آنها در الفهرست ابن نديم آمده است . از جمله چند تن از مردم مرورود از قبيل عمر بن محمد مرورودى صاحب تعديل الكواكب وأسطرلاب مسطّح ، وأحمد بن خلف مرورودى ومحمد بن خلف مرورودى . ابن نديم مينويسد « فانّ المأمون لمّا أراد الرّصد تقدّم إلى ابن خلف المروروذي فعمل له ذات الحلق وهي بعينها عند بعض علماء بلدنا هذا ، وقد عمل المروروذي الأسطرلاب » وحبش حاسب مروزى ( أحمد بن عبد اللّه ) صاحب زيج مأمونى وزيج دمشقي ، از يكصد سال بيشتر زندگانى كرد ، ومحمد بن موسى خوارزمي متوفى 259 در خزانة الحكمة مأمون بسر ميبرد وزيج سند هند ترتيب داد وكتاب عمل باسطرلاب نوشت ، وحسن بن إبراهيم براي مأمون كتاب اختيارات نوشت ، وما شا الله يهودي از زمان منصور تا عهد مأمون را دريافت وكتاب مطرح الشعاع ، شرح ذات الحلق ، وعمل أسطرلاب وكتب ديگر پرداخت . ( 1 ) - دست سنجار ، خد . دشت سنجار زمينى است مسطح وهموار در ديار بين النّهرين نزديك موصل كه بروزگار قديم ميان آنها سه روز راه بوده است وبضبط بعض زيجهاى قديم طولش 75 درجه و 20 دقيقه وعرضش 35 درجه ونصف وثلث درجه . حمزهء أصفهاني بروايت معجم البلدان اين كلمه را معرّب ( سنكار ) دانسته است .