تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠

هيچ خلاف هست اندر مقدار زمين

از اين چاره نيست ، كه از آن چيزهاست كه مرجع أو بآزمودن است « 1 » از دور ، وسپس آن بچيزهاى زمين . وهر گروهى أو را بدان مسافتها « 2 » دانستند كه بناحيت ايشان بكار داشتند ، چون اسطادينوس يونانيانرا « 3 » وجوژن گروه هندوان را « 4 » . وزينجهت چون كتابها بتازى همى گردانيدند وآن اندازها بحقيقت دانسته نيامد ، مأمون خليفه پسر هارون الرشيد « 5 » فرموده است تا اندازهء زمين از سر آزموده آيد . وگروهى را از دانايان زمانه چون خالد مروروذى « 6 » و
هامش
( 1 ) - فانّه امر مسند إلى الاعتبار ، ع . باز نمودن ، خ . ( 2 ) - من المسافات ، ع . پيمانه‌ها ، حص . ( 3 ) - اسطادينوس . لفظ يوناني ومقياس مسافت است معادل 5 ، 157 متر يا 516 وچهار يك قدم متوسط . ودر كتب عربى وفرانسه بألفاظ ستادstadواستاديوم واسطاديون ديده ميشود . بهمين مقياس اراتستن يوناني متوفّى 194 - 196 ق . م محيط عظيمهء زمين را ( 250000 ) أستاذ معين كرد وبا چهل ميليون متر كه امروز ميگويند چندان دور نيست . ( 4 ) - جوژنYojana( حروف ج ، چ ، ژ ، ى در سانسكريت بهم تبديل ميشوند ) مقياس طول هندى است كه خود ابوريحان در كتاب الهند ( ص 80 ) آنرا معيّن فرموده است « فليعلم انّ لهم في المساحات مقدارا يسمى جوژن ويشتمل على ثمانية أميال فهو اذن اثنان وثلاثون الف ذراع » اكنون هم اينكلمه در مقياس مسافت ميان هنديان معمول است . صاحب غياث اللغات در كلمهء ( ارض ) مينويسد : هشت ( يا شش ) موى يال أسب بر پهنا ، يك جو وعرض هشت ( يا شش ) جو يك انگشت . و 24 انگشت يك دست وچهار دست يك دند . وده دست يك بأنس . و 20 بأنس يك توسن . ودو هزار دند يا هشت هزار دست يك كروه . وچهار كروه يك جوجن ( جوژن ) . وصد جوجن يا چهارصد كروه يك ديس . وصد ديس يك منزل . وصد منزل يك گهند . - ودر فرهنگ آنندراج مينويسد : جوجن بضم اوّل وكسر ثالث بلغت ژند وپاژند بمعنى دوم باشد كه 48 حبّه است وبا ثاني مجهول وفتح ثالث بلغت هندى يك فرسخ وثلث فرسخى باشد كه چهار كروه است . وكروه را ثلث فرسنگ نوشته وبعض أقوال مختلف را نقل كرده است . ( 5 ) - أبو العبّاس عبد اللّه مأمون عبّاسى . آغاز خلافتش 198 ه . وتولّد ووفاتش . تولد ووفات پدرش هارون الرّشيد . ( 6 ) - خالد بن عبد الملك مروروذى . يا مرورودى ( بقانون دالى وذال فارسي ) در كتب رياضى ونجوم وهمچنين خود ابوريحان در كتاب الآثار الباقية ( ص 151 ) ودر ساير مؤلّفاتش بهمين نژاد ونسب از وى نام برده‌اند . خد . « وذى . برسم الخط بعض نسخ قديم در مروروذى . ح . بتعريف ( مروزى ) كه نسبت بمرو شاهجان است نه مرورود .