از آن مدّت هفت سال [ 400 - 407 ] در دربار أبو العباس مأمون بن مأمون خوارزمشاه با نهايت عزّت واحترام وفراغ بال ورفاه حال مىزيست وبا نخبهء فضلا وعلما ودانشمندان بزرگ آن زمان كه در دربار ايشان مجتمع بودند وبساط افاضه واستفاضهء علمي آنها همه وقت گسترده بود ، مصاحبت ومعاشرت مىنمودند ؛ ومخصوصا در دربار أبو العباس مأمون بن مأمون كه بقول خود ابوريحان « مردى بود فاضل وشهم وكارى ودر كار سخت مثبت » مدت هفت سال زيست « 1 » ؛ ودر دربار أو سمت مشاور داشت چنانكه خوارزمشاه در أمور مملكت با وى مشورت مىكرد ؛ وهمه وقت لوازم تعظيم وتكريم را در حق وى بجاى مىآورد .
از نمونههاى اين امر داستانى است كه خود ابوريحان در تاريخ خوارزم گفته وبيهقى در خاتمهء تاريخ خود از وى نقل كرده است بدين قرار كه :
روزى خوارزمشاه نزديك حجرهء من رسيد فرمود تا مرا بخواندند ، ديرتر رسيدم بدو ؛ أسب براند تا در حجرهء نوبت من وخواست كه فرود آيد ، زمين بوسه كردم وسوگند گران دادم تا فرو نيايد ، گفت :
العلم من اشرف الولايات * يأتيه كل الورى ولا يأتي
پس گفت « لولا الرسوم الدنياوية لما استدعيتك فالعلم يعلو ولا يعلى [ عليه ] « 2 » يعنى خوارزمشاه گفت كه اگر آداب ورسوم دنيوي نبودى تو را پيش خود نخواندمى [ بل كه بپاى خود پيش تو آمدمى ] چرا كه علم بر همه چيز بلندى وبرترى دارد وهيچچيز بر آن برترى ندارد .
حكايت فوق را ياقوت هم در معجم الأدباء آورده است .
بارى ابوريحان مدتي حدود 14 سال در جرجانيهء خوارزم در كنف دولت مأمونيان ودر صحبت عمدهء فضلا وعلماى آن زمان با كمال عزّت وآسودگى به
هامش
( 1 ) - تاريخ بيهقى نقل از تاريخ خوارزم ابوريحان كه نام آن المسامرة في اخبار خوارزم است وچند فقرهء آنرا أبو الفضل بيهقى در خاتمهء كتاب خود نقل كرده است .
( 2 ) - خاتمهء تاريخ بيهقى .