توضيحا شيخ رئيس أبو على سينا نيز بطريقهيى مخصوص طول وعرض جرجان را استخراج كرده ؛ ودر اين موضوع رسالهيى براي زرينگيس دختر أمير شمس - المعالي قابوس نوشته بود كه ابوريحان در « تحديد نهايات الأماكن » « 1 » بتفصيل ودر قانون مسعودى باختصار « 2 » از آن ياد كرده وگفتهء شيخ را در اين باره نا معتمد ودشوار وبىاعتبار شمرده است .
بازگشت ابوريحان از سفر عراق وجرجان به خوارزم سال 394 ه ق
دربارهء تاريخ بازگشت ابوريحان از سفر عراق وخدمت أمير شمس المعالي در جرجان بوطنش خوارزم تاكنون نديدهام كه كسى تحقيق درست كرده باشد ؛ أغلب مىنويسند كه در حدود سنهء 400 وبعضي ما بين 400 - 407 نوشته وزاخائو در مقدمهء آثار الباقية احتمال مىدهد كه قبل از آن سال به خوارزم برگشته باشد . اما اين كه در چه سالى بود معيّن نمىكند .
نخستينبار راقم سطور از روى نوشتهها وگفتههاى خود ابوريحان استنباط كردهام كه وى تا ماه شوال از سنهء 393 در جرجان ؛ وبعد از آن در ماه رمضان سنهء بعدش [ 394 ه ق ] در جرجانيهء خوارزم بوده است ؛ بدين قرار مسلم مىشود كه معاودت أو از سفر عراق وجرجان به خوارزم در أوائل سال 394 ه ق واقع شده است .
دليل صريح ما نوشتهء خود اوست در قانون مسعودى « 3 » كه مىگويد يكى از كسوفات قمريه را در ليلهء يكشنبه سيزدهم شوال 393 ه ق در جرجان ، وبعد از آن هم باز يكى از كسوفات قمريه را در ليلهء چهارشنبه 14 رمضان 394 ه ق در
هامش
( 1 ) - نسخهء عكسي خطى .
( 2 ) - ج 2 ص 508 .
( 3 ) - ج 2 ص 740 - 741 .