عطارد چرا جدا شد از ايشان « 1 »
زيراك مركز حاملش هميگردد بر محيط دايرهء كوچك كه نصف قطرش چند بعد مركز معدّل المسير است از مركز عالم .
ومركز معدّل بر ميانگاه دورى مركز آن دايره از مركز عالم هميشه باشد .
وهر سه بر خطّ مستقيماند . وزينجهت بعد مركز حامل از مركز عالم يكسان نبود . ولكن چون « 2 » بغايت دورى باشد از أو ، نه جزو ونيم باشد . وچون بغايت نزديكى بود بدو ، سه جزو وشش يكى از جزوى بود . وچون مركز حامل بدين دايره گردد ، أوج خويشرا باشگونه سوى خلاف توالى بجنباند ، بروزى چند حركت آفتاب ، پنجاه ونه دقيقه . وزين قبل مراكز تدوير با
أوج حاملش هر سالى دوبار بهم آيد ، همچنانك مركز تدوير قمر با أوج حامل خويش هر ما هي دوبار گرد آيد . ونيز از اندازهء اين حركات چنان واجب شود كه هر دو مركز تدوير عطارد
و
هامش
( 1 ) - يعنى از جهت بعد مركز معدّل المسير از مركز عالم .
( 2 ) - از اينجا تا چند صفحهء بعد ، يكسطر پيش از عنوان ( بهت چيست ) از خ افتاده است .