باشد ، همه ستارگان وروندگان آسمانى بشتابند . واين حركت بر جايهاى ايشان بايد افزودن . وچون سوى خلاف توالى باشد ، همه بدرنگتر روند . وآن هنگام آن حركت ازيشان بايد كاستن . وامّا درستى آن از نادرستى نتوان دانستن مگر بر صدهائى بسيار ، وباريك « 1 » ومدّتهاء سخت دراز . ومردمان ما را أزين هيچ نصيب نيفتادست .
عرض قمر چگونه است
فلك مايلش بر يك حال است . ومقدار ميل أو ودورى از منطقه ايستاده است ، نه فزايد ونه كاهد . وبزرگترين ميل أو پنج جزو است سوى شمال ، وهمچندان سوى جنوب . واين غايت عرض قمر است . وفلك تدوير را اندر آن اثر نيست . زيراك سطح أو اندر سطح مايل است . ولكن چون هر دو تقاطع كه رأس وذنباند سوى خلاف توالى جنبانند ، بزرگترين عرض أو ويا « 2 » هر كدام عرضى كاندازهء أو پديد كنى ، بر يكجاى نماند از فلك البروج ، همچنان كه بزرگترين ميل شمس هميشه « 3 » بماند باوّل سرطان واوّل جدى « 4 »
پس عرضهاى هر سه علوي چگونهاند
هر يكى را أزين سه ستاره فلكى است مايل چنانك قمر را گفتيم ، ميل أو بر يكى اندازه هميشه ، وز آن نگردد . واوجهاى ايشان اندر آن نيمه باشد از فلك مايل كه سوى شمال ميل دارد . وحضيضها بنيمهء جنوبي .
وسطح فلك تدويرشان اندر سطح فلك مايل نيست ، چنانك آن قمر . ولكن هم از سطح مايل ميلى دارد ، نه بر يكى اندازه هميشه . وچنانست كه حضيض تدوير هميشه از مايل بدانسو بود كه مايل سوى اوست از منطقه ، اگر شمال ، شمال . وگر جنوب ، جنوب . واين ميل فلك تدوير بر آن قطر باشد كه از ذروت بحضيض همى آيد . وأو را قطر نخستين نام كنيم ، تا أشارت بدو آسان شود . وآن قطر را كه بر أو قائم است ،
هامش
( 1 ) - بر صدهاى بسيار باريك ، حص .
( 2 ) - وبا ، خد . با ، حص .
( 3 ) - خد ( هميشه ) ندارد .
( 4 ) - فان أعظم عرضه أو اىّ عرضى له فرض بمقداره لا يستقرّ ابدا في موضع واحد من فلك البروج كما يستقرّ مقدار ميل الشّمس في كلّ موضع منه ، ع .