وأوج خويشرا باشگونه همى گرداند ، هر روزى يازده درجه ونه دقيقه . وهميشه
ذروت مرئى از فلك تدوير برابر نقطهاى باشد كه بعدش از مركز عالم سوى حضيض حامل همچند بعد مركز حامل است از مركز عالم . ومقدار اين بعد دوازده جزو ونيم جزو است ، بدان مقدار كه نيمهء قطر فلك حامل شست جزو باشد وبدين مقدار « 1 » نيمهء قطر فلك تدويرش پنج جزو وچهار يك جزو باشد ، چنانك صورت كرديم « 2 » .
پس اين حالها واندازهء حركات مر ستارگانرا چگونهاند
همه ستارگان بر محيط فلك تدوير چنان همى گردند كه از ذروت آغازند سوى مشرق روند بتوالي بروج ، مخالف قمر ، كه أو سوى مغرب وخلاف توالى از ذروت رود .
فامّا حركات ستارگان اندر فلك تدوير بشبانروزى ، زحل پنجاه وهفت دقيقه . ومشترى پنجاه وچهار
هامش
( 1 ) - مقدار كه نيمهء ، خ . بدين قدر كه نيمهء ، حص .
( 2 ) - نقطهء محاذاة در قمر يكى از شانزده مشكل هيئت قديم است كه از عقدههاى لاينحل بود ودر شروح تذكرهء خواجة وكتاب تحفهء شاهى براي حلّ اين مشكلات سخنها نوشتهاند كه در حقيقت گرهگشا نيست .