تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة سرگذشت 35

مساهمون:

صسرگذشت ٣٥
واز مخصوصان مقرب در بار فخر الدولهء ديلمى [ 366 - 387 ] بود ونيز با أبو الحسن كياكوشيار بن لبان گيلانى صاحب زيج جامع ومجمل الأصول در احكام نجوم ملاقاة وبا آنها از مسائل علمي بخصوص راجع به شكل مغنى كه اختراع آن را بايشان هم نسبت مىدادند گفت وگو كرد . ابوريحان در خصوص شكل مغنى با أبو الوفاء بوزجانى هم مكاتبه داشت ؛ ودست آخر در نتيجهء كاوش وتحقيق عميق بر وى مسلم گرديد كه همان أبو نصر عراق در اختراع آن شكل بر همگان مقدم است ؛ وخود ابوريحان شرح اين داورى ومحاكمه را در مقاليد علم الهيئة بتفصيل نوشته ؛ رساله‌يى مخصوص هم دربارهء شكل قطاع ومغنى داشته كه در فهرست مؤلفاتش مذكور است . ابوريحان بعد از سفر رى به جرجان رفت ودر آن أيام كه مصادف با أوائل سلطنت بار دوم أمير شمس المعالي قابوس بن وشمگير بود 388 - 403 ه ق « 1 » بدربار أو پيوست ومورد اعزاز واكرام ومشمول عنايت وحمايت خاص آن أمير فاضل دانشمند قرار گرفت ودر كنف رعايت أو بافراغ بال بتأليف وتصنيف وادامهء كارهاى علمي خود پرداخت . ابوريحان نيز در عوض آن نعمت موقّت كه از أمير شمس المعالي بوى رسيده بود خدمتي جاويدان ومخلّد بوى كرد بدين معنى كه نام أو را بسبب تأليف كتاب الآثار الباقية عن القرون الخالية كه از اسناد معتبر اسلامى وگنجينه‌هاى پربهاى بىهمتاى تاريخي است جاويدان وهميشگى ساخت ؛ هم‌اكنون اگر نام أمير شمس - المعالي قابوس را در جزو امرا وپادشاهان فاضل فضل‌پرور ذكر مىكنيم از بركت همان كتاب ابوريحان است كه بنام وى در سنهء 391 ه ق تأليف شده است .
هامش
( 1 ) - دورهء سلطنت قابوس در كرت أول 366 - 371 بود كه بسبب حوادث تاريخي مدت هفده سال از تاج وتخت محروم شد سپس در سال 388 پس از مرگ فخر الدولهء ديلمى [ 387 ] مجددا بر سر تاج وتخت خود آمد ودر همين بار دوم است كه ابوريحان بدربار أو پيوسته است .