تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
وز قبل اين اندر وسط شمس همان است ، اگر گوييم كه قوس دورى آفتابست اندر فلك أوج از آن نقطه كه برابر حمل است ، يا اگر گوئيم كه آن زاويه است بر مركز فلك أوج كه يكى خطّ أو بسر حمل رسد وديگر بآفتاب . وبر اين قياس حصّهء ميانه را گوئيم كه زاويه‌ايست بر مركز فلك أوج كه يكى خطّ أو باوج رسد وديگر بآفتاب . ونيز بحصّهء مقوم اى راست كرده ، كه آن زاويه‌اى است بر مركز عالم كه يكى خطّ أو باوج رسد وديگر بآفتاب . وچون هر دو حصّه برين مثال دانسته آيد ، تعديل شمس آن فضله بود كه ميان اين هر دو حصّه بود . ومقدارش مقدار آن زاويه بود كه از تقاطع آن دو خطّ آيد كه از مركز فلك أوج وز مركز عالم سوى آفتاب آيند ، وزين جهت أو را هميشه زاويهء تعديل خوانيم [ واين صورت آنست ] « 1 » .
هامش
( 1 ) - نگارنده در شكل علامتها گذارد تا مقصود واضحتر شود . نقطهء ح سر حمل است ، نقطهء ن مركز عالم ، م مركز فلك أوج ، ش تنهء آفتاب . پس خطّ م ب كه از مركز فلك أوج يعنى خارج مركز شمس بنقطهء ش رسيده ومنتهى بفلك ممثّل شده كه در سطح فلك البروج است ، خط وسطى وقوسي كه از ممثّل بتوالي بروج ميان سر حمل ونقطهء ب محصور ميشود قوس وسطى است . وخطّ ن د خط تقويمى يا خط طولى وقوسي كه از ممثّل ميان اوّل حمل وطرف اين خطّ محصور ميشود تقويم آفتاب است . وزاويهء د ش ب زاويهء تعديل ومقدارش قوس د ب است