وستارهايست بر گردن مار باريك ، أو را فرد خوانند « 1 » . وستارگان كلاغ را خبا خوانند اى خيمهء عرابيان ، ونيز تخت سماك خوانند . وآنچ اندر تن مار باريك است نامشان شراسيف اى سر پهلوان . واز جمله آن هشت كه ايشانرا اسپان خوانند وكرگان با ايشاناند « 2 » . وستارگان قنطورس وشيرش را شماريخ خواننداى خوشههاى خرما . وأفسر جنوبي را قبه خوانند ، وگروهى أو را ادحى النعام « 3 » خوانند اى جايگاه خايه نهادن اشتر مرغ .
وبميان آنچ ياد كرديم نامهاى ستارگان هست ديگر . وآنرا نياورديم كه ايشانرا اندر آن خلافها بود ، ونيز ما را بدان سماع نيفتاد تا درست شدى .
منازل قمر 54
كدامند
چنانكه منطقة البروج قسمت كرده شد بدوازده بخش راست ، نام هر يكى برج ، همچنان نيز قسمت كرده آمد باندازهء رفتن ماه هر روزى ، چنانك هر روزى بمنزلى از آن فرود آيد . وعدد اين منزلها بنزديك هندوان بيست وهفت است ونزديك تازيان بيست وهشت « 4 » .
هامش
( 1 ) - اين ستاره از قدر دوم است وآنرا عنق الشجاع هم گويند وبر اسطرلابها رسم كنند .
( 2 ) - كوكب دوم از خارج صورت شجاع با آنكه از أو بيرون ميآيد ميان كواكب اين صورت جمله را خيل يعنى اسبان وكواكب خرد را كه اندر آن ميان نهادهاند افلاء خيل يعنى كرگان ، ودر ميان آن جمله كواكب باطيه را كه ميان فرد وكواكب غراباند معلف يعنى آخر خوانند . صور عبد الرّحمن .
( 3 ) - ادحىّ ، ادحيّه ، ادحوّه بحاء مهمله جاى خايه نهادن شتر مرغ است در ريگ زار . وتمام نسخ بتحريف ( ادجى ) بجيم نقطهدار نوشتهاند .
( 4 ) - اعراب باديه براي ضبط فصول ومواقع سال ومحاسبهء حركت ماه وآفتاب بدينگونه وضع منازل قمر كردهاند كه از يكدورهء هلالي ماه يعنى سى شبانروز دو روز تحت الشّعاع را كم كرده وبراي بيست وهشت روز باقي 28 منزل از كواكب ثابتهء أطراف منطقة البروج نشان گذارده دورهء فلك را بيست وهشت بخش نمودهاند . اين بخشها مساوى نيست امّا بتقريب آنرا برابر گرفتهاند .
انواء يعنى بارانهاى موسمى در ايّام باران وبوارح يعنى بادهاى سخت در ايّام گرما نزد ايشان بطلوع وغروب وسقوط اين منازل منسوب است .
چهارده منزل شمالي را از شرطين تا سماك ، شامي . وچهارده منزل جنوبي را از سماك تا