ابوريحان وسفر عراق وجرجان 385 - 394
مقصود از « عراق » در اين موضع اصطلاح قديم جغرافيادانان وأرباب مسالك وممالك اسلامى است يعنى قسمتى از بلاد مركزى إيران شامل رى وأصفهان وهمدان ونهاوند وغيره كه آنرا بلاد جبل نيز مىگفتند وأصفهان بعنوان سرّهء عراق شناخته مىشد .
ابوريحان در حوالي سال 385 كه انقراض آل عراق است ؛ در تاريخي كه مبدأش ظاهرا ما بين آن سال وسنهء 387 ه ق است از خوارزم به عراق وجرجان سفر كرد .
توضيحا بطورى كه از « تحديد نهايات الأماكن » مستفاد مىشود ابوريحان در سالهاى 384 - 385 ه ق هنوز در خوارزم مقيم قريهء بوشكانز بوده وآنجا بكارهاى رصدى اشتغال داشته است .
باز بقرينهء يكى از نوشتههاى همين كتاب استنباط مىشود كه تا سنهء 387 ه ق نيز هنوز در خوارزم بوده است . پس مىتوان احتمالا اينطور تصور كرد كه پس از برهم خوردن دستگاه آل عراق يا نزديك بهمان أيام ابوريحان بنواحي جرجانيه بخش غربى خوارزم رفته ومدتي در روستاهاى آن حدود بكارهاى علمي ورصدى مشغول بوده ، ودر همان حدود 387 ه ق از خوارزم به عراق وجرجان سفر كرده است .
ابتدأ در حالتي كه در اثر فقر وتهىدستى بقول خودش از جميع جهات مختل - الحال وممتحن شده بود « 1 » ببلدهء « رى » آمد وبا منجمان ورياضىدانان آنجا مخصوصا با أبو محمود حامد بن خضر خجندى كه از أعاظم دانشمندان آن طبقه در آن زمان
هامش
( 1 ) - مأخوذ است از نوشتهء خود أو در آثار الباقية : « فانى كنت في ذلك الوقت ممتحنا من جميع الجهات مختل الحال ، ص 338 . »