دانستن ستارگان بيابانىچگونه است « 1 »
هر يكى را نامى توانست بودن جداگانه ، اگر كار دراز نشدى وياد داشتن آن دشوار نبودى . وهر يكى از امّتهاى بزرگ بستارگان صورتها « 2 » همى انديشند . وآنرا خبرها وافسانهها همى نهند ، وخاصّه عرب وهندوان وترك . وامّا يونانيان بر ستارگان خطّها انديشيدند ، وز آنجا صورتها كردند تا أشارت كردن بدان آسان بود ، وخاصّه بغايبى وبكتابها اندر . تا ستارها را توانند گفتن آنك بر چشم صورت فلان وبهمان است ، يا بدست ويا بپاى أو . تا معلوم شود ميان آن دو كس كه يك با ديگر سخن همى گويند ، هرگه كه جملهء آن صورت هر دو
هامش
وكواكب صورت ممسك العنان را پارهاى 13 وبرخى 14 شمردهاند . زيرا كه ستارهايست مشترك ميان شاخ ثور وشكل ممسك العنان ، بعضي آنرا داخل شكل ثور وبرخى جزو صورت گيرنده عنانش گرفتهاند .
أستاذ ما أبو ريحان اينجا ودر جداولى كه بعد رسم كرده وشمارهائى كه در پايان هر جدولى آورده است 49 بيشتر موافق رأى مجسطى است جز در سه جا كه نه موافق مجسطى است ونه مطابق ابن صوفي . يكى در كواكب قدر سوم كه مجسطى 208 وابن صوفي 200 وابوريحان 207 شمردهاند .
وديگر در ستارگان قدر چهارم كه أستاذ ما 475 ومجسطى 474 وابن صوفي 421 نوشتهاند .
وسديگر در ستارگان تاريك كه مجسطى 9 وابن صوفي هيچ واينجا هفت نوشته شده است .
نسخههائى كه در دست نگارنده بود اينجا همه موافق است وبعلاوة در چند جاى تكرار شده است بطوريكه اگر يكجا اشتباه وتحريفى باشد در چند جاى معلوم خواهد شد . واحتمال تحريف نسخهء براي يك مطلب در چند جاى دور بنظر ميرسد . تنها اين احتمال راه بجائى ميبرد كه بجاى هفت سحابى صحيح ( نه است ) باشد . وبنابراين شايد دو تا از كواكب قدر ششم صورت عذرا متعلّق بجدول تاريك باشد .
اگر نسخهها درست باشد بايد بگوئيم أستاذ ما خود رصد ستارگان كرده وعقيدهاش در بعضي موارد با آندو أستاذ پيشين ناسازگار درآمده است . در نسخهء عربى تفهيم ابتدأ كه شمارهء ستارگان را گفته درست مثل مجسطى است . امّا آخر كار كه جمع حسابرا نوشته مثل اينجاست بتفاوت نه سحابى بجاى هفت . ودر پايان هر جدولى درست مثل اينجا صورت داده است . شرف الدين مسعودى در جهان دانش با اينكه مأخذش چنانكه در مقدّمه باز نمودهايم كتاب ابوريحان بوده شمارهء أقدار را عينا مانند مجسطى ضبط كرده است ! واللّه العالم .
( 1 ) - كه چگونهاند ، حص . دانستن كوكبان بيابانى چگونه است ، خد .
( 2 ) - بصورتها ، خد .