تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
پانزده‌اند بشمار « 1 » . وآنچ از آن اندازه كمتر است چهل وپنج ستاره‌اند ، از عظم دوم شمردند . وبعظم سوم دويست وهفت ستاره است . وبعظم چهارم چهار صد وهفتاد وپنج ستاره . وبعظم پنجم دويست وهفده ستاره . وبعظم ششم پنجاه وهشت ستاره . واندر اين عظم ششم ستارهاست كه بطلميوس آنرا تاريك نام كرد . وعدد ايشان هفت است ، بجز سهء ديگر كه جملهء آنرا گيسو « 2 » خوانند . وآنچ از عظم ششم كهتر « 3 » بود آنست كه بصر أو را جدا اندر نتوانست يافتن . وگر يابد بدشخوارى يابد
هامش
( 1 ) - با اينكه در شماره وتعيين أقدار كواكب ميان منجّمان پيشين بسى اختلاف است همگى باتّفاق ستارگان قدر اوّل را پانزده شمرده‌اند . ونامها وجايهاى اين كواكب بدين قرار است : سماك اعزل در صورت سنبله ، سماك رامح . خارج صورت عوّا ، نسر واقع كه عوام سه پايه گويند در شكل چنگ رومى ( نسر طاير از أكبر قدر دوم در شكل عقاب است ) ، شعري يماني يا عبور در شكل كلب أكبر ، شعري شامي ياغميضاء در كلب أصغر ، عيوق در شكل ممسك العنان ، دبران در ثور ، قلب الأسد وطرفه هر دو در شكل اسدند ، فم الحوت در آخر صورت دلو بر دهن حوت ، منكب الجبار يا منكب الجوزا وقدم الجبار يا رجل الجوزا هر دو در شكل جبّاراند كه بعضي عوام آنرا هم جوزا خوانند ، سهيل در صورت سفينة ، آخر النهر در شكل نهر ، رجل قنطورس در صورت قنطورس . ( 2 ) - گيسوان ، حص . اين همان سه ستاره است در جزو خفيّه يا مظلمه خارج از شكل أسد كه در كتب نجوم ضفيره يا هلبه خوانند . وبعضي آنرا ذوابه نيز خوانده‌اند . وبرخى همهء ستارگان تاريك وابرى را ضفيره وذوابه مينامند . امّا درست آنست كه ضفيره بهمان سه ستارهء كوچك گفته شود وذوابه شش ستاره است بر عصابهء شكل را مى كه سه تارا ذوابهء شمالي وسه تا را ذوابهء جنوبي خوانند . سه ستارهء گيسو ( ضفيره ) علاوة بر يكهزار وبيست ودو كوكب مرصود است كه مشهور گفته‌اند ودر جدولى كه بعد ميآيد ثبت شده امّا بحساب نيامده است . ( 3 ) - كمتر ، خد . تعيين اندازهء ستارگان بشش قدر مطابق مشهور است . وجمعى از محقّقان فنّ نجوم دقّتى كرده وهر كدام از مراتب ششگانه را نيز بسه مرتبهء بزرگ وكوچك وميانه ( أعظم وأصغر وأوسط ) قسمت كرده‌اند مثلا هشت كوكب قدر چهارم در دبّ أكثر جملگى مساوى نيستند ويكى از أكبر قدر چهارم وشش تا ميانه ويكى كوچكترين قدر چهارم است ومشهور همه را يكجا در قدر چهارم ثبت كرده‌اند . تفاضل هر مرتبه‌اى نسبت بمرتبهء نظيرش بنسبت شش يك است . مثلا أعظم قدر اوّل شش برابر أعظم قدر ششم است . وهمچنين أوسط وأصغر قدر اوّل نسبت باوسط وأصغر قدر ششم . وبراي اينكه جرم هر ستاره را برآورد كنند جرم ميانهء قدر ششم را نسبت بكرهء زمين وكرهء زمين را نسبت بجرم آفتاب حساب كرده وباقي مراتب را بدان سنجيده‌اند . جرم أوسط قدر ششم باستخراج خواجهء طوسي در تذكره پانزده برابر ونيم كرهء زمين است