نيز إكليل خوانند ، اى أفسر . وعامّهء مردمان أو را بكاسهء يتيمان ومسكينان مانند كنند . وهفتم جاثى على ركبتيه اى زانو زده . وصورت أو همچون نام اوست .
وهشتم صورت لورا « 1 » وآن چنگ رو مىباشد . وگاهگاه أو را كشف « 2 » نام كنند . ونهم صورت دجاجهاى ماكيان ، چون بطى است گردن دراز كرده وهر دو پر گشاده بر كردار پرندگان . ودهم صورت ذات الكرسي اى خداوند كرسي ، چون زنى نشسته بر تختى بر كردار منبر . ويازدهم صورت برساوس « 3 » . وأو را نيز حامل رأس الغول خوانند ، اى برندهء سرغول كه در بيابان مردم را بيراه كند . وچون مرديست ايستاده بر پاى وبدست أو سرى است بريده سخت زشت . ودوازدهم صورت ممسك العنان اى دارندهء عنان . چون مردى بيك دست عنان گرفته دارد وبديگر دست تازيانه . وسيزدهم صورت حوا اى مار افساى ، مردى بر پاى ايستاده . وچهاردهم صورت حية الحوا اى مار مار افساى ، همچون ماريست ومارفساى ميان أو بدوجاى بهر دو دست گرفته دارد ، ومار سر ودنبال برآورده دارد از سر مار افساى بلندتر « 4 » . وپانزدهم صورت سهم اى تير . وتير أو را نوك خوانند ، از جهت آنك چيزيست دراز بىصورت .
پس هر نام احتمال كند كه بر مانندهء اين افتاده باشد . وصورت شانزدهم عقاب . وأو بر تير نشسته است . وصورت هفدهم دلفين « 5 » واين جانورى است دريائى همچون خيك ، مر مردم را دوست دارد . وبكشتيها انس يابد . وغرقه شدگانرا برهاند ، اگر « 6 » مرده باشد يا زنده . وصورت هژدهم فرس أول اى أسب نخستين ، همچون سر اسبى تا
هامش
( 1 ) -lyraوآنرا سلياق يا شلياق نيز خوانند .
( 2 ) - يعنى سنگ پشت وآنرا سلحفاة هم خواندهاند .
( 3 ) - برساوش ، خد . بر سياوش ، خ . صحيح همان برساوس بدوسين بىنقطه است مطابق ضبط مجسطى وأصل يونانيPerseus.
( 4 ) - ومار دنبال وسر برآورده تا از مارافساى بلندتر شده آيد ، حص .
( 5 ) - از أصل يوناني گرفته شده استdelphinus.
( 6 ) - خد ( اگر ) ندارد .