حال ساعتها 48
نزديك هندوان چگونه است
ايشان ساعات را هور « 1 » خوانند بنام نيم برج . وبكار ندارند مگر باحكام نجوم . فامّا آنچ همگان بكار دارند آنست كه شبانروز را يكى نهند . آنگه أو را بشست بخش كنند . وهر يكى را كهرى « 2 » خوانند . وهر كهرى را بشست بخش كنند ، وآنرا جشه « 3 » گويند .
ونيز جكه « 4 » گويند . وگروهى جشه را بنارى « 5 » خوانند . وهر بنارى شست « 6 » بران 47 .
وهمى گويند كه بران اندازهء نفس مردم درست است بر كشيدن ميانگى . وبخشش كهريان برابر بخشش ساعات مستوى است ، زيراك اندازهء كهريان يكى است ، وعدد أو اندر روز مخالف بود كهريان شبش را چون راست نباشند . وچون كهريان دارى وأو را ساعات مستوى خواهى كردن پنجيك كهريان دو تو كن . وچون ساعت مستوى خواهى كه كهريان شود ، ساعات را بدو جاى بنه ويكى را دو تو كن ، ويكى را بدو نيم كن ، وانگه هر دو را جمله كن . وهندوان را ديگر قسمت است « * » ، وأو را مهورت « 7 » خوانند وشبانروزى سى مهورت بود هر يكى دو كهريان . 116
معدّل النّهار چيست
بر پشت كره دايره نبود بىقطب ، وقطب نبود بىدايره .
ونيز حركت كره بىقطب نبود . وچون دو قطب بود ميان ايشان ناچاره دايرهاى بزرگ باشد . ويكى از دو قطب حركت نخستين بآسمان پيداست مردمان شمال را وديگر پوشيده است ازيشان سوى جنوب . وبميان هر دو قطب
هامش
( 1 ) -Horaدر سانسكرت بمعنى نصف ساعت ونيمهء برج وگاه بمعنى تمام ساعت است .
( 2 ) - كهرى يا گتى يا گهتى بتلفّظ مخصوص تاء كه روى آن علامت ( ط ) گذارند بمعنى يك قسمت از شست بخش شبانروز است ، وآنرا دند هم ميگويند .Ghati( 3 ) - حشه : خ . جشه -Cashaka( سانسكريت ) - قسمتى است ، حص
( * ) - قسمتى است ، حص
( 4 ) - جله ، حص .
( 5 ) - بتازى ، حص . تبازى ، خ . سارى ، ع . بتلفظ سانسكريت. Vinadika( 6 ) - شش ، خد .
( 7 ) -Mohourtaدر سانسكرت أصلا بمعنى دقيقه وبخشهاى كوچك زمانا يعنى زمان است . آنو هم بمعنى اجزاء كوچك زمان است . واز آنو كوچكتر را پرآنو وپرمانو گويند . در كتاب الهند ( ص 178 ) آمده است كه « مان وپرمان هي المقدار » .