دايرهء بزرگ است . وچون كره بجنبد بر محور كه ميان دو قطب بود حركت أو بدان دايرهء ميانگين منسوب كنند كه غايت زودى 117 أو آنجاست وبدان مدارات كه موازى أو اند « 1 » ديرتر وگرانتر « 2 » همى شود باندازهء دورى مدار از آن دايرهء بزرگ . وز بهر آنك بر ميانه است أو را بكمر تشبيه كردند « 3 » . وبنام أو را منطقه خوانند . پس معدّل النّهار آن دايرهء بزرگ است كه منطقهء حركت نخستين 118 است .
منطقة البروج چيست
أو آن دايرهء بزرگ است كه منطقهء حركت دوم است بآسمان .
ونيز أو را فلك البروج خوانند ونطاق البروج . وآفتاب چون بسوى مشرق همى رود بر اين دايره رود واز وى جدا نشود . واين منطقه خفسيده است « 4 » از معدّل النّهار ، وأو را بدو جاى برابر ببرد . پس نيمهء منطقه بشمال معدّل النّهار همى افتد ونيمهء ديگر بجنوب . وباندازهء اين ميل قطبها هر دو حركت وقطب فلك البروج همى گذرد نام أو گذرندهء بر هر چهار قطب است « 5 » .
مدارات روزها كدامند
دايرههااند موازى مر معدّل النّهار را بشمال وبجنوب وبر نقطههاى « 6 » فلك البروج همى گذرند ، برخى ببريدن ودو از آن ببسودن « 7 » . وآنچ بر اين نگذرد « 8 » مدار آن ستاره باشد يا آن نقطه كه اندر أو هميگردد « 9 » .
مدارات عرض كدامند
دايرههااند موازى مر فلك البروج را بشمال وجنوب .
هامش
( 1 ) - اواند ، حص .
( 2 ) - ديگران بر همى شود ، خ .
( 3 ) - كنند ، خ .
( 4 ) - چفسيده ، خ . وهذه المنطقة مائلة عن معدل النّهار ، ع .
( 5 ) - آنرا در كتب هيئت دائرهء مارّه باقطاب أربعة گويند .
( 6 ) - قطبهاء ، خد . المجتازة على نقط فلك البروج ، ع .
( 7 ) - مقصود دو مدار رأس الجدى ورأس سرطان است كه مماسّ با منطقة البروجاند . در خد با خطّ الحاقى تصحيح شده است ( وبرخى بسودن ) امّا أصل صحيحتر است .
( 8 ) - بگذرد ، خ .
( 9 ) - گذرد ، خ .