تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩

آغاز شباروز وآغاز روز وشب كدامست

امّا آغاز شباروز رواست كز هر وقتي كه خواهى آغاز كنى . وليكن رسيدن آفتاب بأفق وبدايرهء نيم روزان پيداست ، پس اين دو دايره بآغاز شبانروز اوليتر . ومنجّمان دايرهء نيم‌روزان بر أفق همى گزينند از بهر آنك چند عمل از آن ايشان بدو آسانتر شود . وگروهى از ايشان از نيمهء زبرين گيرند كه نيمروز راست بود « 1 » . وگروهى از نيمهء زيرين گيرند كه نيمشب راست بود . واندك است كه أفق بكار دارند . فامّا جز منجّمان همه آغاز از أفق گيرند ، زيراك بر آمدن وفرو شدن بدوست . واين هر دو حال معابنه بديدار « 2 » ترند از رسيدن بنيم روز ونيم شب . وآنك ازيشان شب را مقدّم دارند بروز ايشان أهل كتابند ومسلمانان ، كه آغاز شبانروز از فرو شدن آفتاب همى گيرند . وديگر گروهان آغاز وى از بر آمدن آفتاب گيرند ، زيرا كه روز را بر شب مقدّم دارند . وبميان ايشان هيچ خلاف نيست بآغاز شب كه فرو شدن آفتابست . فامّا آغاز روز بطبع بر آمدن آفتابست برابر آغاز شب . وبيرون مسلمانان از همه گروهان برين اجماع واتّفاق « 3 » كرده‌اند . وليكن دانشومندان اندر شاخهاى فقه « 4 » روز از سپيده دميدن دارند ، كه عادت مردمان اين زمانه چنين است اندر روز ، وبباب روزه از وقت واجب شدن أو . فامّا نزديك ما روزه همه روز است با پاره‌اى از شب گذشته معلوم ومحدود ، پيوسته « 5 » بآغاز روز .
هامش
بواسطة تجربه با آلات رصدى بتقريب چنين يافته‌اند كه انحطاط آفتاب از أفق در اوّل صبح كاذب وآخر غروب شفق 18 درجه است از دايرهء ارتفاعى كه مرور بمركز آفتاب كند . اين حكم در تمام بلاد جارى است ، جز اينكه بواسطهء اختلاف مطالع قوس انحطاط ساعات ميان طلوع صبح كاذب وطلوع جرم آفتاب وهمچنين ميان غروب شفق وغروب آفتاب مختلف ميشود . ودر بلادي كه عرض شمالي آنها 48 درجه ونيم باشد آنگاه كه آفتاب در انقلاب صيفي است شفق متصل بصبح خواهد بود . اين مطالب را با أدله وبراهين در كتاب هيئت كه نگارنده تأليف كرده بشرح باز نموده است . ( 1 ) - خ ، در اين جمله وجملهء بعد ( بود ) ندارد . ( 2 ) - پديد ، حص . ( 3 ) - خد ، بدون واو عطف . ( 4 ) - يعنى شاخه‌ها وفروع ومسائل فقهيّه . ( 5 ) - خد ، پيوسته ندارد .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 69 | أبو ريحان البيروني