سپيده وشفق چيست
شب بحقيقت بودن ماست اندر تاريكى سايهء زمين ، چون آفتاب از ما غايب باشد زير أفق . وچون « 1 » نزديك آيد ببر آمدن « 2 » آن شعاعهاى أو را كه گرد بر گرد سايه است نخست بينيم . وآن سپيده بود بمشرق كه طلايهء آفتابست . وشفق سوى مغرب ساقهء شعاع آفتابست از پس أو . امّا بمشرق نخست سپيدى « 3 » برآيد از پس سحر ، دراز بديدار ، وتيز سر ، وببالا « 4 » . وأو را صبح دروغين گويند كه بر وى هيچ حكم نبندد اندر شريعت . وأو را بدنبال گرگ از بهر درازى وباريكى وراستى تشبيه كنند . ودير نماند اين صبح . آنگاه از پس أو سپيده دمد بر پهنا ، وبر أفق بپراكند . ووقت نماز بامدادين ازوست 46 . وحرام شدن طعام بر روزه داران آنگاه بود . واز پس آن أفق سرخ شود « 5 » چون آفتاب نزديك آيد وروشنايى أو بر آن تيرگىها افتد كه نزديك زميناند از بخاروز گرد . وز پس آن آفتاب برآيد . وبوقت فرو شدن أو همين هر سه حال باشد ولكن نهاد آن باشگونه . زيرا كه چون آفتاب فرو شود أفق سرخ بماند از پس أو . آنگاه سرخى برود وآن سپيدى
هامش
وسطى برابر ميشوند ، واين تفاوت را تعديل الأيام بلياليها مينامند . چه بافزودن يا كاستن آن تفاوت ميان حقيقي ووسطى در هر وقت معلوم ميشود .
براي استخراج تفاوت ميان حقيقي ووسطى قواعدى بشرح در كتب اين فنّ نوشته شده است .
اليوم بليلته در اصطلاح دو معنى دارد يكى نزد عامّهء مردم ، وآن عبارت است از مدّتى كه آفتاب از دايرهء أفق جدا ميشود تا بهمان نقطه ميرسد وديگر نزد منجّمان ، وآن عبارت است از يكدور معدّل النّهار بعلاوهء مطالع قوسي كه آفتاب بحركت خاصّه پيموده است . وروز باصطلاح بعض منجّمان سه قسم است . روز طلوعى يعنى از طلوع آفتاب تا طلوع آفتاب . وروز شمسي يعنى يك جزو از 360 جزو از سال شمسي حقيقي وروز قمري يعنى يك جزو از 30 جزو ميان دو اجتماع وسطى .
( 1 ) - خد ، وچون ندارد ،
( 2 ) - بيرون آمدن ، خ .
( 3 ) - سپيدهاى ، خ .
( 4 ) - پديد آيد أو تيز بسر وببالا ، خ . ببالا نيز ، حص .
( 5 ) - وحرام شدن طعام بود بر روزهداران آنگاه أفق سرخ شود ، خد . وحرام شدن طعام بر روزه داران آنگاه بود كه أفق سرخ شود ، حص . ثمّ يتلوه الفجر معترضا عليه منبسطا على الأفق وحكم الصّوم والصّلوة منوط به وبعده يحمرّ الأفق ، ع .