تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣

دايرهء نيم روزان « 1 » كدامست

روز هر نقطه كه اندر فلك است آن بود كه خطّ همى كشد از بر آمدن أو تا فرو شدن . وأو را قوس نهار « 2 » خوانند ، زيراك مانندهء كمان باشد . پس آن دايره كه بر نقطهء سمت الرّأس [ گذرد ] كه زبر سر است وهمه روزهاء نقطه‌ها بدو نيم كند أو را دايرهء نيم روزان خوانند . وهر نقطه كه برآيد وپديد آيد « 3 » سوى اين دايره همى برآيد تا بدو رسد واز وى آغازد فرود آمدن « 4 » تا آنگاه كه بفرو شدن رسد .

سوهاى عالم كدامند

زخمگاههاى هر چهار باد مشهورند ، كه آمدن باد صبا از سوى مشرق است . وصبا را نيز قبول خوانند كه بر روى « 5 » كعبه همى آيد . وآمدن باد دبور از سوى مغرب است واز پشت كعبه همى آيد . وآمدن باد شمال از سوى قطب است از دست چپ آنك روى سوى مشرق دارد « 6 » . واين سو را
هامش
دايرهء أفق با معدل النّهار در دو نقطهء متقابل قطع ميكند ، يكى را نقطهء مشرق ومشرق اعتدال وديگر را نقطهء مغرب ومغرب اعتدال وخطّى را كه ميان اين دو نقطه پيوندد بر سطح زمين خط مشرق ومغرب وخط اعتدال نامند . وقوسي را كه ميان مركز ستاره يا جزوى از فلك - البروج وميان نقطهء مشرق افتد از طرف نزديكتر سعهء مشرق ، ونظير آنرا نسبت بنقطهء مغرب سعة مغرب گويند . دايره‌هاى موازى أفق را آنچه بر بالا باشد مقنطرات ارتفاع وآنچه در زير بود مقنطرات انحطاط خوانند چنانكه در متن همين كتاب بيايد . ( 1 ) - نيمروز ، خد . س ( 2 ) - قوس النّهار أو ، خد . ( 3 ) - شود ، خ . ( 4 ) - آغاز فرود آمدن كند ، خ . ( 5 ) - بروى ، خد . ( 6 ) - نهد ، خد . س