تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١

كدامست حركت دوم شرقي « 1 »

همه ستارگانرا رفتن است بر آنسو « 2 » كه از وى بر آمدن ايشانست ولكن حركت ستارگان ثابته اندك است . وز بهر اين وز بهر آنك بعد ميان ايشان يكى است ايستاده نام كردند . وحركت روندگان پيداست گوناگون . وبر ماه از بهر زودى جنبيدن أو پيداتر است ، از يراك ماه از آنوقت باز كه أو را بمغرب نو بينند « 3 » هر شبى از آفتاب وزان ستاره كه ميان أو وميان آفتاب باشد دورتر همى شود وبدان ستاره نزديكتر همى شود كه ازو بديگر سوى آفتاب بود . واگر ستاره‌اى را بپوشاند ، از جهت مشرق آغازد بپوشانيدن « 4 » وأو را از سوى مغرب پديد آرد . واين حركت دوم كه همه « 5 » استارگانر است ببرابرى حركت نخستين است نه روياروى ، ولكن لختكى از أو گرايسته‌تر . وأو را دوم از بهر دو معنى خوانند . يكى آنست كه مختلف است هر كوكبى را أزين كواكب ديگرگونه . وحركت نخستين هموار است وهمه را بقهر گرداننده ، هرچند ايشان بديگر سو ازو همى گردند ، همچنانك كشتى با آب فرود آيد وآنك اندر كشتى باشد برابر آب همى رود تا جنبش أو مركّب باشد از پيش شدن وز پس شدن . وهموار وراست فاضلتر است از مختلف . وديگر معنى آنست كه اين حركت چنان پيدا نيست چون حركت نخستين ، وليكن دانستن أو را لختى انديشه بايد وقياسي از ديدار بيرون آورده . وأو را شرقي نام كردند از بهر آنك جنبنده بود وسوى مشرق همى رود .

أفق چيست

آن آسمان كه بديدار چون قبّه است هميشه نزديك نيمهء أو پديد باشد ديدار را وكرانهء اين قبّه بزمين همى رسد وهمچون دايره‌اى باشد گرد بر گرد مردم . وآنچ زبر « 6 » أو بود أو را پيدا باشد . واين دايره را أفق
هامش
( 1 ) - مشرقى ، حص . ( 2 ) - بدانسو ، حص . ( 3 ) - نبينند ، خد : ( 4 ) - پوشيدن ، خ . س ( 5 ) - هميشه ، خد . ( 6 ) - از بر ، خ .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 61 | أبو ريحان البيروني