كمترين بفكنيم . وز آنك بيشتر است همچند آن 40 نيز بفكنيم « 1 » . ونمودهء أو مثلا بيك سو صد ودوازده درم است وبديگر سو سيزده ستير آهن ودوازده درم . چيزى كه بهر دو سو از يك گونه است درم است . وكمترين دوازده است . آنرا بفكنيم . واز بيشتر كه بديگر سو اندر است هم دوازده افكنيم . بماند صد درم برابر سيزده ستير آهن .
مفردات برابر يكديگر چگونهاند
جبر ومقابله بر سه چيز همى رود . نخستين عدد است ، جريده بسى نام ديگر . ودوم عددي است كه جذر باشد مالي را . وسوم عددي است كه مال باشد جذر را . واز ميان ايشان سهگونه جفت آيد . نخستين جذرها برابر عدد . ومعنى أو آنست كه كدام مال است كه يك جذر أو يا چند جذر أو برابر چندين عدد بود . ودوم مالها برابر جذرها . ومعنى أو آنست كه كدام مال است يا چندين مال كه برابر جذر يا چندين جذر يكى از آن مالها باشد . وسوم مالها برابر عدد . ومعنى أو آنست كه كدام مال است يا چندين مال كه برابر چندين عدد باشد . « 2 »
مقرنات 41
« 3 » برابر يكديگر چگونهاند
اين آنست كه دو مفرد را برابر سوم ايشان كنى . أو را نيز سه جفت آيد . ايشانرا [ مقرن خوانند ] . ومقرن نخستين از آن آنچ برابر عدد بود چون مالها وجذرها برابر عدد . ومعنى أو آنست كه كدام مال است كه اگر بر وى جذر « 4 » أو يا چندين جذر أو فزائيم برابر چندين عدد بود . ونمودهء أو مالي وده جذر برابر سى ونه باشند . واين مال نه است وجذر أو سه . ومقرن دوم آنچ برابر جذر باشد چون مالها وعدد برابر جذرها . ومعنى أو آنست كه كدام مال است كه اگر بر وى چندين عدد افزائى برابر جذر خويش يا چندين جذر أو باشد .
هامش
( 1 ) - افكندن استثنا وتكميل يكى از دو طرف معادله وافزودن مانند آنرا در طرف ديگر جبر گويند ، از مادّهء جبر كسور . واسقاط مشترك را از دو طرف معادله مقابله خوانند . والطرف ذو الاستثناء يكمّل ويزاد مثل ذلك على الاخر وهو الجبر ، والأجناس المتجانسة المتساوية في الطرفين تسقط منهما وهو المقابلة ( خلاصة الحساب ) .
( 2 ) - خذ ، در دوم وسوم از مفردات في الجملة مغشوش است ، وخ ، افتادگى دارد .
( 3 ) - مقترنات ، حص .
( 4 ) - يك جذر ، خ .