مرتبههاى وضعي كدامند
وضعي نهاده بود آنچ شمارگران بر آن اتّفاق كردند ونهادند ميان خويش وبشمار بكار بردند . ويك گونهاند از گونهاى مرتبهاى طبيعي ، كه اتّفاق چنان كردند كه يكى بده زده آيد وآنچ گرد آيد بده . وهمچنين هميشه نسبت ميان ايشان بده يك بود . ونخستين مرتبه أزين مرتبههاى وضعي آحاد نام است . واندر أو از يكى تا نه بود وافزودن بيك يك . ودوم مرتبهء عشرات نام است . واندر أو از ده تا نود باشد وفزودن دهگان . وسوّم مرتبه مئين نام است .
واندر أو از صد تا نهصد باشد وفزودن صدگان . وچهارم مرتبه ألوف نام است .
واندر أو از هزار تا نه هزار بود وافزودن هزارگان . واين چهارم بجاى آحاد بايستد زيراك آن مرتبه كه پس از اوست عشرات ألوف است ، همچنانك از پس آحاد عشرات 2 / يگان
5 دهگان
1 صدگان
4 هزارگان
3 ده هزارگان
5 صد هزارگان
5 هزار هزارگان
7 دههزار هزارگان
6 صدهزار هزارگان
8 هزار هزار هزارگان
5 دههزار هزار هزارگان
5 صدهزار هزار هزارگان
9 هزار هزار هزار هزارگان
بود . پس نام يكيست هر دو را ولكن اين ألوف است . وهر عددي كه بمرتبهاى باشد ، يكى از آنك پيش اوست دهيك آن يكى باشد كه اندر آن مرتبه است . وچون مرتبه خالى باشد از عددي بجاى أو نشانى كنند از بهر نگاهداشتن أو را كه تهى است .
وما أو را دايرهء خرد كنيم وأو را صفر نام كنيم يعنى تهى . وهندوان أو را نقطه كنند واين صورت عددهاست تا دانسته آيد .
پس اگر خواهى كه بنويسيم يا بزفان « 1 » بگوئيم نه هزار هزار هزار هزار باشد وهشت هزار هزار هزار وششصد وهفتاد وپنج هزار هزار وسى وچهار هزار وصدو دو .
هامش
( 1 ) - تا بزبان ، خ .