تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧

مرتبه‌هاى وضعي كدامند

وضعي نهاده بود آنچ شمارگران بر آن اتّفاق كردند ونهادند ميان خويش وبشمار بكار بردند . ويك گونه‌اند از گونهاى مرتبهاى طبيعي ، كه اتّفاق چنان كردند كه يكى بده زده آيد وآنچ گرد آيد بده . وهمچنين هميشه نسبت ميان ايشان بده يك بود . ونخستين مرتبه أزين مرتبه‌هاى وضعي آحاد نام است . واندر أو از يكى تا نه بود وافزودن بيك يك . ودوم مرتبهء عشرات نام است . واندر أو از ده تا نود باشد وفزودن دهگان . وسوّم مرتبه مئين نام است . واندر أو از صد تا نهصد باشد وفزودن صدگان . وچهارم مرتبه ألوف نام است . واندر أو از هزار تا نه هزار بود وافزودن هزارگان . واين چهارم بجاى آحاد بايستد زيراك آن مرتبه كه پس از اوست عشرات ألوف است ، همچنانك از پس آحاد عشرات 2 / يگان 5 ده‌گان 1 صدگان 4 هزارگان 3 ده هزارگان 5 صد هزارگان 5 هزار هزارگان 7 ده‌هزار هزارگان 6 صدهزار هزارگان 8 هزار هزار هزارگان 5 ده‌هزار هزار هزارگان 5 صدهزار هزار هزارگان 9 هزار هزار هزار هزارگان بود . پس نام يكيست هر دو را ولكن اين ألوف است . وهر عددي كه بمرتبه‌اى باشد ، يكى از آنك پيش اوست دهيك آن يكى باشد كه اندر آن مرتبه است . وچون مرتبه خالى باشد از عددي بجاى أو نشانى كنند از بهر نگاهداشتن أو را كه تهى است . وما أو را دايرهء خرد كنيم وأو را صفر نام كنيم يعنى تهى . وهندوان أو را نقطه كنند واين صورت عددهاست تا دانسته آيد . پس اگر خواهى كه بنويسيم يا بزفان « 1 » بگوئيم نه هزار هزار هزار هزار باشد وهشت هزار هزار هزار وششصد وهفتاد وپنج هزار هزار وسى وچهار هزار وصدو دو .
هامش
( 1 ) - تا بزبان ، خ .