فصل در جبر ومقابله
جبر ومقابله چى باشد
چون چيزهايى باشد از گونههاى مختلف وبمقدار برابر يك با ديگر باشند « 1 » همچنان باشند كه « 2 » پلّهء ترازو وزفانهء « 3 » ترازو راست شده وعمود أو راست ايستاده . پس پيداست كه اگر از يك پلّهء ترازو چيزى برداريم از ديگر پلّه همچندان « 4 » بر بايد داشتن « 5 » باندازه تا عمود راست بماند وحال ميان ايشان مانندهء نخستين بود . ونيز اگر بيك پلّه چيزى برفزائيم بديگر نيز همچندان بر بايد فزودن . اكنون چون بدوسو چيزهايى بحاصل شود باندازهء يك با ديگر برابر وبيك سوى كمي باشد آن كمي را تمام كنيم . وبر ديگر سو همچندان فزائيم . واين را جبر خوانند . ونمودهء أو چنانست مثلا كه بيكسو صد درم بود چهارده دينار كم وبديگر سو سيزده استير آهن دوازده درم كم . ويك با ديگر برابراند . چون جبر خواهيم كردن چهارده دينار بر يك سو فزائيم تا صد درم راست شود وبر ديگر سو هم چهارده دينار فزائيم « 6 » تا سيزده ستير آهن وچهارده دينار كم دوازده درم شود . آنگه بر اين سو همچنين « 7 » كنيم . اين دوازده درم بيفكنيم از استثنا « 8 » . وبر ديگر سو همچندان فزائيم حاصل شود « 9 » از پس جبر صد ودوازده درم برابر سيزده استير « 10 » آهن وچهارده دينار . وامّا « 11 » مقابله آنست كه بهر دو سو نگريم ، اگر آنجا چيزها بود از يك گونه
هامش
( 1 ) - باشد ، خ .
( 2 ) - چون ، خ .
( 3 ) - زبانه ، خ .
( 4 ) - همچنان ، خد .
( 5 ) - بگونه وباندازه ، خ . خد ، هم اينطور بوده وروى ( گونه ) خط كشيده است .
( 6 ) - وهمين چهارده دينار بديگر سو فزائيم ، خ .
( 7 ) - خد در أصل ( جبر ) بوده و ( همچنين ) اصلاح شده است .
( 8 ) - اين دوازده درم بافكندن بار ايشان ، خ . خد ، ( بيفكندن داد ايشان ) بوده وبا خط الحاقى مانند متن اصلاح شده است .
( 9 ) - شد ، خد .
( 10 ) - خد همه جا ، ستير .
( 11 ) - فامّا ، خ .