نه شود وآن مربّع سوّم است آنك از سه سهبار آمده است . وزين « 1 » صورت نيز مربّعها ديده آيد .
عددهاى مخروط چگونهاند
هرگاه كه مثلّثهاى متوالى گرد همى كنى از آن عددها آيد همچون حسك « 2 » وبهندوى سنكلت سنكلت خوانند . ونخستين مخروط يكى است . چون يكى را بر مثلّث دوم زبر نهى جمله 1 و 3 چهار بود واين مخروط دوم است . وچون أو را بر مثلّث سوم نهى جمله 1 و 3 و 6 ده بود واين مخروط سوّم است وزين صورت پديد اوفتد 36 « 3 » .
عددهاى اهرامى كدامند
اين آنست كه مربّعهاى متوالى يك بر ديگر نهى تا همچون آن هرمين « 4 » گردند كه برابر مصراند . وبديدار چنان بود كه سنگهاى ترازو يك بر ديگر نهى « 5 » خرد زبر بزرگ ، تا چون پايهاى كردند يكديگر را ببالا راست . ونمودهء أو آنست كه يكى نخستين مربّع است . چون أو را بر چهار نهى كه دوم مربّع است وانگه هر دو را بر نه كه سوم مربّع است ، آنگه بر شانزده كه
هامش
( 1 ) - بر اين ، خد .
( 2 ) - خسك ، خ .
( 3 ) - پديدار آيد ، خ .
( 4 ) - هرمى ، خ .
( 5 ) - زبر يكديگر نهى ، خ . يكى زبر ديگر نهى ، حص .