كه يكى نخستين مثلّث است چنانك گفتيم كه اندر أو همه چيزهاست بقوّت .
ودوم مثلّث جملهء 1 ، 2 واين سه است .
وسوم مثلّث جملهء 1 ، 2 ، 3 وآن شش است . ومثلّث چهارم جملهء 1 ، 2 ، 3 ، 4 وآن ده است . وزين صورت چشم اندر يابد علّت مثلّثى عدد .
عددهاى مربّع متوالى چگونهاند « 1 »
همچنان كه عدد متوالى گرد كردى واز وى مثلّث آمد همچنان طاقهاى أو « 2 » متوالى اگر گرد كنى مربّعهاى متوالى گرد آيد .
ونمودهء أو آنست كه مربّع نخستين يكى است . چون بر أو سه افزائى چهار شود .
واين دوم مربّع است آنك از دو دوبار آمده است . وچون بر چهار پنج بيفزائى
هامش
لفظ ( كلت ) با ( گرده ) در فارسي هم يكى است ، چه لام وراء وتاء ودال بهم تبديل مىشوند مانند سوفار ، اندر ، ايدر ، بادام ، مادر ، پدر ، داماد . كه در سانسكريت سوفال : انتر ، ايتر ، باتام ، ما ترى ، پترى ، جامات گويند .
وى كلت يا ويوكليت در سانسكريت بمعنى ناكرده وناشده ودر اصطلاح رياضى تفريق واز هم جدا كردن اعداد است . لفظ ( وى ) كه با ( بي ) فارسي يكى است ، يكى از علامات نفى زبان سانسكرت است .
برگ يا ورگ بفتح اوّل وسكون دوم وكاف فارسي مفتوحVArgaدر سانسكرت بمعنى مربّع عدد است . وأو وباء بهم تبديل مىشوند مانند ( تاب ) كه در سانسكرت ( تاو ) گويند - پس برگ سنكلت بمعنى اعداد مربع بهم جمع كرده است ، كه اعداد اهرامى گويند .
گهن بفتح گاف فارسي وسكون هاء نيمه ملفوظ چنانكه هندوان تلفّظ كنندGahnaبمعنى مكعّب عدد است . پس گهن سنكلت يعنى اعداد مكعّب بهم جمع كرده ، چنانكه در اعداد اهرامى است .
( 1 ) - كدامند ، خ .
( 2 ) - خ ، أو ندارد .