چهارم مربّع است وهمچنين تا آنجا كه خواهى واين را هندوان برك سنكلت خوانند .
وبود كه اين هرم از مكعّبهاى متوالى كرده « 1 » آيد وانگاه بالاى پايهها راست نبود . ونمودهء أو آنست كه يكى نخستين مكعّب است . أو را بر هشت نهى كه دوم مكعّب است ، آنگه بر بيست وهفت ، آنگه بر شست وچهار . واين را هندوان كهن سنكلت خوانند وخاصيّت عددها ونامهاى ايشان بينهايتاند چنانك عدد بىنهايت است . پس چيزى از آن ياد كنيم كه عدد اندر أو بكار برند .
شمار چيست
بكار بردن « 2 » عدد اوست خاصيّتهاى أو اندر بيرون آوردن چيزها امّا بجمله كردن وامّا بپراكندن يعنى بفزودن يا بكاستن .
ضرب چيست
عدد را چند بار عدد ديگر كردن است . ونمودهء أو پنج اندر هفت . خواهى پنج را هفت بار كن « 3 » تا سى وپنج گردد وگر خواهى « 4 » هفت را پنج بار كن « 3 » تا نيز سى وپنج گردد . زيراك معنى أو آنست كه پنج هفت بار « 5 » يا هفت پنج بار .
قسمت چيست
قسمت بيرون آوردن بهر يكى است از آن چيزها كه قسمت همى كنى . ونمودهء أو آنست كه سى وپنج را خواهى كه بر هفت ببخشى . آنرا درم نام كن واين را « 6 » مردم . وحصّت مردى از آن پنج درم باشد واين را قسم خوانند . ونيز جزو خوانند « 7 » وآنرا كه همى بخشي مقسوم خوانند وآنك بر أو بخشي مقسوم عليه . 37
هامش
( 1 ) - گرد ، خ .
( 2 ) - نگاريدن ، خد .
( 3 ) - كنى ، خ .
( 4 ) - وخواهى ، خ .
( 5 ) - كني ، خ .
( 6 ) - نام كنى وآن ديگر را ، خ .
( 7 ) - در خ « ونيز جزو خوانند » بعد از مقسوم عليه نوشته شده است . واين عبارت را هم در آخر دارد « ونمودهء أو آنست كه سى وپنج درم را بر هفت تن قسمت كنى بخش هر يك پنج درم باشد » .