تكعيب وتضليع چيست
تكعيب مكعّب كردن است . چون عدد را بمثل خويش زنى وآنچ گرد آيد هم بدو زنى مكعّب كرده « 1 » آيد . چون سه كاندر سه زنى نه شود واين مال است . چون أو را بسه زنى بيست وهفت آيد ، اين مكعّب است وتضليع پهلو كردن است . ومعنى أو آنست كه مكعّب دارى وهمى خواهى كه آن عدد دانى كه ازو بجاى آمد چون أو را دوبار بدو در زدند همچون آن مكعّب كه بيست وهفت است كه ضلع أو سه است كه از وى آمد چون دوبار بسه زده آمد . وگاهگاه اين ضلع را كعب خوانند . وگروهى از بهر سبك كردن سخن مكعّب را كعب خوانند وآنگه ناچاره كعبش را ضلع بايد خواند تا مشتبه نشود .
تخطى چيست
اين آنست كه بجذر بيرون آوردن يك مرتبه يا بيشتر دست باز دارى وبگوئى در جذر « 2 » بيرون آوردن يكون لا يكون يكون « 3 » وبكعب بيرون « 4 » آوردن يكون لا يكون ولا يكون يكون . وگروهى بجاى يكون يعطى « 5 » گويند ومراد آنست تا مرتبه دهندهء آخرين دانسته آيد .
مخرج چيست
مخرج پارهاى يكى درست است از پارهاى كسر كه تو بدو منسوب كنى . وكسر هميشه خردتر بود از مخرج . چون سه مر « 6 » سه يك را كه سه يك پارهاى است از درست اگر أو را سهپاره كرده دارى . وهمچنان دو سيك دوپاره است از آن پارها كه درست بدو سه پاره بود . وهمچنين چهار مر چهار يك را وپنج پنجيك را . ومخرج هميشه كمترين عددي باشد كه آن كسر از أو بيرون آيد . نبينى كه دو مرده را پنجيك بود . وسه مر پانزده را هم پنجيك بود
هامش
( 1 ) - گرد ، خ .
( 2 ) - بجذر ، خ .
( 3 ) - خ ، يكون دوم را ندارد .
( 4 ) - خد ، بيرون ندارد .
( 5 ) - يعطى لا يعطى ، خ .
( 6 ) - سه است ، خد .