تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
عددها بر وفق خويش قسمت كنى آنچ بيرون آيد ايشانرا مطوىّ خوانند اى نور ديده وبنمودهء ما آن سه عدد چون مطوىّ شوند سه وپنج وشش باشند .

عددهاى متباين كدامند

آنند كه هيچ عدد ايشانرا نشمرد چون نه وده كه هر دو را جز يكى نشمرد وبهيچ جزو هنبازى نيوفتد چون نيمه يا سيك . پس نه متباين است ده را اى جدا از وى .

عدد تامّ كدامست

آنست كه اجزاى أو جمله كنى همچند أو باشند . چون شش كه أو را سه نيمه بود ، ودو سه يك ، ويكى شش يك . چون جمله كنى شش باشد .

عدد ناقص وزائد كدامند

عدد ناقص آنست كه جزوهاش جمله كنى از وى كم باشد ، چون هشت كه نيمهء أو چهار باشد وچهار يك أو دو وهشت يك أو يكى . وجملهء آن هفت باشد از هشت كمتر . وعدد زائد آن بود كه جملهء اجزاء وى بيشتر باشند از وى چون دوازده كه نيمهء أو شش است وسيك أو چهار وچهار يك أو سه وشش يك أو دو ودوازده يك أو يكى . وجملهء آن شانزده باشد بيشتر از دوازده .

عددهاى متحابّ كدامند

هر دو عددي كه جمله جزوهاى يكى ازيشان چند عدد ديگر باشد وجملهء جزوهاى ديگر چند عدد نخستين بود ايشانرا متحابّ خوانند يعنى كه يك مر ديگر را دوست دارند وهميشه يكى أزين دو عدد زائد بود وديگر ناقص . ونمودهء أو دويست وبيست است . واين عددي است زائد . نيمهء أو 110 وچهار يك أو 55 وپنجيك أو 44 وده يك أو 22 ونيم دهيك أو 11 وجزوى از سد وده 2 وجزوى از پنجاه وپنج 4 وجزوى از چهل وچهار 5 وجزوى از بيست ودو 10 وجزوى از يازده 20 وجزوى از دويست وبيست 1 . وجملهء اين جزوها دويست وهشتاد وچهارند . وآن دوّم عدد ناقص است كه نيمهء أو 142 وچهار يك أو 71 وجزوى از سد وچهل ودو 2 وجزوى از هفتاد ويك 4 وجزوى از دويست وهشتاد وچهار 1 . وجملهء اين جزوها دويست وبيست است ، وآن نخستين عدد زائد را راست است 35 . پس اين هر دو عدد دوست يكديگرند .