تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
يعنى گستريده 6 از يراك سطح بر جسم گسترده است . وسطح طول است وعرض بس واز جسم بيك بعد كمتر است وآن عمق است زيرا كه اگر عمق نيز بودى جسم بودى وما « 1 » أو را نهايت جسم نهاديم كه جسم بدومى سپرى شود « 2 » وگاه كه اگر « 3 » جسم رنگين
هامش
( 1 ) - امّا ، خ . ( 2 ) - يعنى اگر سطح را عمق هم باشد جسم خواهد بود واين خلاف فرض است كه آنرا نهايت جسم قرار داده‌ايم . چه نهايت جسم هم جسم نتواند بود وگرنه أو را هم نهايتى است وهمچنين در فرض بتسلسل ميرود يا بجايى ميرسد كه حدّ از نوع محدود نباشد واز اين رهگذر گويند كه نهايت هرچيز از نوع آن چيز نتواند بود . ( 3 ) - وهرگاه كه ، خ .