راست باشند هر يكى را قائمه خوانند وآن خطّ را عمود خوانند . وهر زاويه كز قائمه كمتر باشد حادّه خوانند اى تيز وهر زاويه كز قائمه بيشتر باشد منفرجه خوانند اى گشاده .
دايره چيست
صورتي بود كه گرد بر گرد أو يك خطّ باشد يا بيشتر .
شكلى است بر سطحى كه گرد بر گرد أو خطّى بود كه نام أو محيط است ودور « 1 » نيز خوانند وبميان أو نقطهايست كه أو را مركز گويند وهمه خطّهاء راست كه از مركز بيرون آيند وبمحيط رسند همچند يكديگر باشند راست .
قطر ووتر كدامند
هر خطّى راست كه اندر دايره بر مركز گذرد وبهر دو سر « 2 » بمحيط رسد أو را قطر خوانند . واين قطر مر دايره را بدو نيم كند راست « 3 » واگر بر مركز نگذرد أو را وتر خوانند ودايره را بدو پارهء مختلف كند . أو وتر بود هردو پاره را آنك يكى بيش است از نيم دايره ويكى كم ازوست .
سهم كدامست
آن خطّ كه بميان نيمهء « 4 » وتر است وميان نيمهء « 4 » قوس . وأو پارهاى باشد از قطر دايره . اگر قوس از نيمهء دايره افزون بود سهم از نيم قطر افزون بود . واگر قوس از نيمدايره كمتر بود سهم از نيم قطر كمتر بود برين صورت .
هامش
( 1 ) - دورش ، خ . دوررس ، حص .
( 2 ) - سو ، خ .
( 3 ) - بدو نيم مساوى كند ، خد .
( 4 ) - نقطه ، حص . عبارت عربى اين است « السّهم ما يقع بين منتصف القوس وبين منتصف وترها » .