تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 118

مساهمون:

صمقدمه ١١٨
طالع را ( س ، خ ) - ولصاحب النوبة من النّيرين ما لصاحب الطالع ( ع ) . - ستارگان هميشه پنهان وهميشه آشكاره ، يا آشكارا ( خد ، س ) - ستارگان هميشه پيدا وهميشه پنهان ( خ ) . - ستارگان ( خد ، حص ) - كواكب ( خ ) . - توالى بروج ( خد ، حص ، س ) - توالى البروج ( خ ) . - نامدار وشناخته ميان مردمان ( خد ، حص ) - مشهور ومعروف ( س ) . - چربتر ( س ) - افزونتر ( حص ) . - حالها ( خد ، حص ) - أحوال ( خ ) . - آنكسان كه بدانستن آن عنايت داشتند ( خ ، س ) - آنكسان كه بدانستند باشتياق نفس ( خد ) . هر دايره كه اندرون أو بود ( خد ، س ) - هر دايره كه اندرونش باشد ( خ ) . - مغرّب شوند اندر استقامت ( خد ) - اندر استقامت مغرّب شوند ( س ) . - وپنگان ساعت بر كار نهى اندر آب يا آلتى از آن آلتها كه زمان بدان پيمايند ( خد ) - وپنگان ساعت بر آب نهى يا آلتى كه بدان آلت زمان پيمايند ( حص ) . - آنگاه بگير ساعات از آن وقت كه دوم بارجام بر آب نهادى ( حص ) - آنگاه بگير ساعات از آن وقت كه جام دوم بار نهادى بر آب ( خد ) . - آنگاه ساعت از آن بدان كه جام دوم بار نهاده‌اى بر آب ( س ) . - چون بدانستى همچندان با شكونه رو ( حص ) - چون بدانستى همى رو همچندان با شكونه ( خد ) . - وكوزهء آب گير واندر آن جام بريز ( خد ) - وكوزه‌اى بگير وپر آب كن واندر آن جام بريز ( حص ، س ) . - واين صورت اوست ( س ) - چنانك صورتش بنگاشتيم ( خد ، حص ) . - أو را اندر طالع دارد ( خد ) - أو را بطالع اندر آرد ( س ، خ ) . واز اين قبيل است ، اختلاف نسخه‌ها در : لكن - ليكن ، وامّا - فامّا ، اوفتادن - افتادن ، فزودن - افزودن ، فكندن - افكندن ، راه - ره ، پذرفته - پذيرفته ، آنگاه - آنگه وأمثال ونظائر آنها .

نمونهء بعض تحريفات واغلاط واضح

نمونهء اينگونه اغلاط نيز بسيار است كه در حواشي كتاب ونسخه بدلهاى الحاقى غالبا ثبت شده ، از جمله : هر يكى كه بدنام بجست مهام سوى جهان ( خ ) بجاى « هر يكى