اينها كه گفتيم نمونهيى از أسباب تحريف وتصحيف واختلاف نسخ با يكديگر بود كه تمام آنها در نسخههاى فارسي وعربى كتاب ما وجود داشت . يكدسته از اختلافات نسخ نيز مربوط است باختلاف در عصر وزمان يا سليقهء كاتبان در املاء ورسم الخطّ وهمچنين اختلاف در لهجهء محلّى يا تلفّظى كه در زمان كاتب معمول بوده است از قبيل :
زفان - زبان
بيران - ويران
كنجيد - كنجد
صرخ - سرخ
سخون - سخن
سد - صد
برنگ - برنج
كز - كاز
چنانك - چنانكه
آفاز - آواز
تذرك - تگرك
فازدن - وازدن
طلخ - تلخ
خوك - خوى
شست - شصت
ستبر - سطبر
نهانست - نهان است
دايرهاى - دايرهيى
نگارنده پس از دقّت ووارسى بسيار كه در كتب خطّى كرده باين نكته برخورده است كه بعض كاتبان قديم در استنساخ كتاب ( غير از كتب مذهبي از قبيل قرآن وحديث ) بويژه در كتب فارسي ، گوئى حقّ تصرّف بخود ميداده وأصل معنى را گرفته آنرا بهر عبارت كه ميخواستند مينوشتند . از اين جهت گاه مىبينيم كه چند نسخه در عبارت كاملا مختلف امّا در معنى يكى است وگاه هر دو عبارت بطورى از حيث مختصّات عصر وزمان وجهات أدبي شبيه بيكديگر است كه پندارى هر دو از زيردست يك نفر بيرون آمده واين اختلاف غير از اختلاف نسخهها است كه أحيانا علّتش تصرّف وتبديل وتجديد نظر خود نويسندهء أصل بوده است .
پيشينگان تا ميتوانستند كلمات وتركيبات فارسي ميآوردند ، امّا متأخّران خاصّه آنها كه عاشق كلمات وتركيبات عربى بودند در عبارت قدما تصرّف كرده عربى بجاى فارسي ميگذاشتند ، واين خود يكى از علل خراب شدن نثر فارسي در اثر نفوذ لغات عربى است .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 116
مساهمون: أبو ريحان البيروني
صمقدمه ١١٦