بعربي ترجمه شد ، كتابي بود منسوب به هرمس كه هويّت تاريخي أو درست معلوم نيست .
سپس أبو جعفر منصور خليفهء عبّاسى 136 - 158 بواسطهء ميلى كه بفنّ نجوم داشت متوجّه نقل وترجمهء كتب اين فنّ شد وآل نوبخت فارسي بعض كتب نجوم را از پهلوى براي أو بعربي نقل كردند .
در عهد هارون الرشيد 170 - 193 هم بعض كتب رياضى كه مهمتر از همه كتاب مجسطى بود بعربي ترجمه شد . وچون نوبت خلافت به مأمون 198 - 218 رسيد كه افتخار آل عبّاس است ، بازار نقل وترجمه وتعليم وتعلّم رواج گرفت ودر نتيجة نهضت علمي جهانگير اسلامى پديدار گشت ونوابغ علمي در هر رشته از علوم ظاهر شدند وكتابها نوشتند واختراعات تازه نمودند .
بسيارى از محقّقان دربارهء اسرار وعلل اين پيشرفت حيرتآور در حيرتند كه چه شد مسلمانان در مدّت كم ، آن اندازه ترقّى ورشد علمي كردند . علل وأسباب اين ترقّى چند چيز است وبعقيدهء من مهمتر از همه اين كه ايرانيان داخل در حوزهء اسلام وعلمدار نهضت علمي شدند . اين معنى را نه بخود خواهى ملّى بلكه بشهادت تاريخ واعتراف دوست ودشمن ميگويم كه « حملة العلم في الاسلام أكثرهم العجم » « 1 » ومقصود از عجم در اينجا خاصّه ايرانيان است نه مطلق ملل غير عرب .
ايرانيان از قرنها پيش از اسلام با علوم فلسفه ومنطق ورياضيّات آشنا بودند ومخصوصا در فن هيئت ونجوم نسبت بملل ديگر سمت پيشوائى ، وپيش از آنكه علوم ومعارف از زبانهاى ديگر بزبان عربى نقل شود كاملا از اين علوم آگاهى داشتند .
ابن مقفّع متوفّى 143 اوّلين كتاب منطق را از پهلوى بعربي نقل كرد ، آل نوبخت
هامش
( 1 ) - رجوع شود بكتاب مروج الذّهب مسعودى ومقدّمهء ابن خلدون وكتاب العقد الفريد وكشف الظّنون وتاريخ تمدّن اسلامى وآداب اللّغة العربيّه جرجى زيدان وكتاب فجر الاسلام وضحى الاسلام از تأليفات معاصرين .