قاضى أبو القاسم صاعد آندلسى متوفّى 462 در كتاب طبقات الأمم ميگويد از مختصّات ملّت إيران علم طب واحكام نجوم وفنّ تأثيرات كواكب در عالم سفلى است ايرانيان از ديرباز در رصد كواكب رنجها بردند ورصدخانهها بنياد كردند وزيجها وكتابها در احكام نجوم نوشتند ، از جمله كتب احكام نجوم آنها كتابي است منسوب بزردشت وكتاب ديگر منسوب بجاماسب . أبو معشر جعفر بن محمّد بلخى زيج خود را بر أصول نجومى ايرانيان قديم قرار داده وخود را پيرو آنان شمرده است ، هزارات أبو معشر كه خودش سنى العالم نام نهاده است ودر زمان ما ( يعنى قرن پنجم هجرى زمان قاضى صاعد ) سنى أهل فارس ميگويند مأخوذ از ايرانيان قديم است . ه
در كتاب كفاية التّعليم مينويسد : « علم نجوم بچهار قوم منسوبست ، روم وبابل وهند وپارس . امّا پارسيان بواسطهء قوّت دولت وكثرت ملوك ايشان وتربيت ملوك علما را ، علماى ايشان مذاهب روم وبابل وهند را معلوم بتوانستند كرد واز آن مذاهب آنچه ايشان را مقبول ومعقول نمود اختيار كردند وآنچه خود نيز بتجربت دريافتند بدان زيادت كردند وبدان سبب كتب ايشان منتشر شد ومذهب ايشان مقبول گشت » .
بارى نگارنده جهات اهميّت علم نجوم وكتب نجومى مخصوصا كتب فارسي را براي ايرانيان در چند جمله خلاصه ميكند :
فنّ نجوم ميراث پارسيان قديم است واين ميراث بوسيلهء أبو معشر وگروه ديگر از منجّمان كه در قرون اولاى اسلام ميزيستند بجهانيان رسيد واز اينجهت است كه بسيارى از اصطلاحات رياضى وهيئت ونجوم بزبان پارسى قديم باقي مانده ودر كتب عربى نيز بهمان صورت فارسي يا بتعريب نقل شده است از قبيل :
هزارات ونهبر وهفت بهر ودوازده بهر ونيم بهر وسه بهر ( دريگان - دريجان ) وكدخداه وپرى ( بدر ) ونيمپرى ( تربيع ) ودستوريت ودهك ودهگان وكندر ( حركت خاصّهء كوكب در فلك تدوير ) ونهندر ( حصّة المسير ) وگوى راست ( فلك مستقيم ) وكنار روزى ( مشرّق ) وكنار شبى ( مغرّب )
و
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 87
مساهمون: أبو ريحان البيروني
صمقدمه ٨٧