تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 81

مساهمون:

صمقدمه ٨١
48 - آوردن فعل مركّب از ( كردن ) و ( داشتن ) همچون « تا دايره بجاى خويش باز آيد كره كرده دارد » 28 « اگر أو را سه پاره كرده دارى » 43 . 49 - تكرار لفظ ( ميان ) در أمثال اين عبارات : « تا فرق بود ميان أو وميان هي » 54 « آنچ ميان منطقه است وميان هر يكى از قطب شمالي وجنوبي » 75 « بعد ميان شمس وميان ستاره » 81 « دورى ميان أو وميان آفتاب » 81 « ميان آفتاب وميان بصر » 84 « وامّا ميان مركز فلك أوج وميان مركز عالم » 121 . بدون تكرار لفظ ( ميان ) هم مكرّر آمده است مانند : « وميان سين وشين فرق نقط است » 54 « ميان مشرق وجنوب است » 65 « فرق ميان سفلى وعلوي » 80 و 81 « فضله‌يى باشد ميان بهت شمس وبهت قمر » 138 . 50 - آوردن جمع بعد از اسم عدد مانند « دو ساعات » 282 بنابر دو نسخهء ( خد ) و ( س ) . 3 51 - احتراز از فعل وصفى كه در نثر فارسي قرن هشتم هجرى ببعد متداول شده است . 52 - از جمله خواصّ بلاغتى اين كتاب اختصار وكوتاهى جمله‌هاست . بطوريكه حشو وزوائد در سرتاسر عبارات اين كتاب بهيچوجه يافته نميشود وهيچ كلمه وجمله‌يى بدون فائدهء مهمّ علمي نيامده است . واگر أحيانا جمله‌يى از حدّ معمول طولانىتر مينمايد ، باين نظر است كه أستاذ چاره‌يى نداشته وچون مطالب بهم وابسته واز يكديگر ناگسيختنى بوده بضرورت جمله را مطوّل آورده است . وهمانطور كه ايجاز ومساواة مطابق بلاغت است اطناب هم گاهى مقتضاى بلاغت ميشود . طولانىترين جمله‌هاى كتاب اين است : « فامّا بر طريق شمردن آنست كه چون . . . اين غايت قوّت ايشان بود » ص 500 كه قريب 9 سطر ميشود . امّا بطورى مطالب مرتبط ووابسته بيكديگر است كه اگر جز اين ميكرد بايستى دو صفحه چيز نوشته باشد . وچون مقيّد باختصار بوده عبارت قدرى پيچيده وبا تعقيد از كار درآمده ونگارنده مجبور شده است كه شرح آنرا در حاشية بنويسد . تنبيه : دستور صحيح فارسي را بايد از روى اين كتاب وهمانندهاى آن درست كرد نه اينكه آنرا بر دستورهاى متأخّران عرضه داد . واللّه الموّفق ومنه الرّشاد .