معنى شرط استعمال شده وهركجا پيش از ( لكن ) جملهء منفى باشد جملهء استدراكى واضرابى در بيشتر بلكه در تمام موارد با جملهء مستدرك عنه در نفى واثبات مخالف است .
مثال آنجا كه مرادف امّا ومتضمّن معنى شرط است : « ولكن دانشومندان اندر شاخههاى فقه روز از سپيده دميدن دارند » 69 « ولكن ششم ودوازدهم با آنكه زايلاند ساقطاند نيز از طالع » 487 .
مثال استدراك واضراب : « وبود كه اين سرو بن دايره نباشند ولكن دو شكل متشابه هموار » 26 يعنى دو شكل متشابه هموار باشند . « نه روياروى ولكن لختگى از أو گرايستهتر » 61 . « آنرا توالى البروج نخوانند ولكن خلاف توالى وباشگونه » 115 يعنى خلاف توالى خوانند . « آفتاب بر محيط ممثّل خويش نرود ولكن بر محيط فلك ديگر اندر سطح ممثّل » 116 يعنى بر محيط فلك ديگر رود اندر سطح ممثّل . « هميشه سال بكار ندارند ولكن عدد » 365 يعنى عدد بكار دارند « اين راه بدرجها بكار نبرند ولكن باثنا عشريّات » 418 يعنى باثنا عشريّات بكار برند . « با آن علوي بيكى برج نبود ولكن بدوم برج » 492 يعنى بدوم برج بود . « تا پيوند سفلى بر ميانه نبود ولكن بر علوي باز پسين » 494 .
ونيز رجوع شود بصفحات : 66 و 67 و 76 و 81 و 86 و 108 و 115 و 116 و 117 و 121 و 215 و 219 و 223 و 224 و 231 و 233 و 267 و 365 و 493 و 495 و 523 و 533 .
43 - كلمهء ( از ) بچند معنى آمده است از قبيل مجاوزت مرادف ( عن ) در عربى همچون « ساقطاند از وى اوفتاده ونيز أو ازيشان اوفتاده » 347 . وبمعنى نسبت همچون « چهار از دوازده سه يك بود » 345 . وبمعنى نشو وابتداى غايت مرادف ( من ) در عربى همچون « از كوههاى طبرستان بكشيد تا بر سوى تخارستان » 254 « ساعات روز هر يكى از آن دو برج » 347 . ومرادف ( به ) فارسي مانند « يك مر ديگر را از تسديس وتثليث همي بينند » 346 .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 78
مساهمون: أبو ريحان البيروني
صمقدمه ٧٨