تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 76

مساهمون:

صمقدمه ٧٦
اين را نيك صورت بندد بدل ، داند كه تمامى كسوف قمر از سوى مغرب بود » 212 « كبيسهء جهودان بياموختند نه بر راهى باريك ولكن بود اندر خور اميّان » 224 « سه وهفتيك بود بحسب جهد كردن ارشميدس اندر دانستن أو كه أو را بميان دو عدد آورد » 17 « نديدم اندر مدخلها قانوني جز آنك » 361 « چنانك گفتيم پيشتر زين » 514 « وبنخستين روز از وى از بهر فال مردى بيامدى كوسه » 256 « چون كسى كه ديگر را خويشتن تعريف همى كند كه من پسر توام يا غلام يا همسايه » 495 يعنى خود را براي ديگرى معرّفى ميكند كه من پسر توام الخ « وهمى گفتند از بهر تسبيح كه اين نامهاى ايزد وفرشتگان‌اند » 233 « وما هيچ نيابيم با ايشان » 86 . 34 - جدا كردن حرف نفى از رابطه در غير مورد عطف مانند « وروزهء أو نه فريضة است » 252 بجاى ( فريضة نيست ) . امّا در مورد عطف مثل « نه صميمى نام كنند نه محترق » 465 مطابق قاعدهء عمومى است كه حرف نفى را از رابطه جدا كنند . 35 - كلمهء ( آن ) « 1 » بصورت اسم اشاره وضمير اشاره وعلامت تعلّق واختصاص استعمال شده است . مانند « وآنچ اندر آن وقت بدان بقعت يافته شود » 257 . « وگرد بر گرد آن شراب خورند ولهو وشادى كنند وگروهى از آن بگذرند » 257 « وعيارخانه پنج نهادند وآن شرف چهار وآن حد سه وآن مثلّثه دو وآن وجه يكى » 482 . 36 - آوردن كلمه بصورت تأكيد وعطف بيان وبدل كه در نحو عربى از توابع شمرده ميشوند مانند « وأو را هفتيك باشد همنام » 35 « وجملهء آن شانزده باشد بيشتر از دوازده » 37 « وامّا عرض التوا آنك قطر دوم راست » 135 « مردان وزنان گرد آيند جمله بطلب كردن عيسى را » 251 « رسولان أو آنك بجهان بپراكندند از بهر دعوت » 251 .
هامش
( 1 ) - كلمهء آن در فارسي هرگاه معنى اشاره بدهد وبا مشار اليه ذكر شود اسم اشاره وبدون مشار اليه ضمير اشاره ناميده ميشود . وهرگاه بمعنى تعلّق واختصاص باشد با كسرهء اضافه است . وگاهى با ياء نكره بصيغهء مبهمات استعمال ميشود مانند ( بندهء طلعت آنيم كه آنى دارد ) .