تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 75

مساهمون:

صمقدمه ٧٥
139 « رباطات چيست » 139 « زيادت ونقصان كدام است » 144 . تقديم مسند بر مسند اليه مانند : « دير نماند اين صبح » 67 « وزين جهت بآفتاب منسوب كرده آمد اين سال » 221 « ناپذيرفته است اين سخون » 359 « ولكن بكرانهء ايشان همى اوفتد تغيّر » 508 « چه چيز است نطاقات » 140 « كدامست ما بين الطّولين » 173 « چه ممرّ است اينكه بقرانات بكار همى دارند » 209 « چند است وقتهاى كسوف قمر » 213 « چيست كسوف شمس » 214 . مثال تقديم وتأخير علّت بر معلول « 1 » : « واز بهر اين أو را گه گاه پارهء أسب خوانند » 93 « وأو را از بهر بلندى سماك خوانند » 101 « يحيى مردمان را تعميد همى كردى از بهر گناهان » 248 « پايهاى حواريان بشست از بهر تواضع » 249 . تقديم وتأخير طرف نسبت بمظروف : « چيزهاى سخت سودمند است اندر پيشهء نجوم » 2 « شكلها كه اندر جسم موجود است » 3 . مثالهاى ديگر براي تقديم وتأخير در اجزاء جمله : « أو را بسطحى ببرى چون ارّه‌يى » 27 « وزين صورت چشم اندر يابد علّت مثلّثى عدد » 39 « وخواهى كه بدانى آن عدد كه از أو آمده است چون اندر خويشتن ضرب كردند » 42 « اين پيشين وپسين را يكى اندازه نيست هميشه » 174 « هيچ خلاف هست اندر مقدار زمين » 160 « چون مردى است ايستاده بر پاى وبدست أو سرى است بريده سخت زشت » 92 « وهر كه
هامش
( 1 ) - بعقيدهء نگارنده أدوات وكلمات تعليل از قبيل زيرا كه ، چون ، چونكه ، از بهر ، از آنروى ، بعلّت ، بسبب ، بجهت ، از قبل ، وأمثال آنها از نظر فصاحت وبلاغت فارسي هر كدام موردى خاص دارند وخاصيت معنوي اين كلمات هم علاوة بر ديگر مقتضيات أدبي در تقديم وتأخير علّت بر معلول در جمله دخالت دارد . وتفصيل اين مطلب را با شواهد وأمثال نظم ونثر در رسالهء دبيران نامه نوشته‌ام : مثلا در جائى كه ادات تعليل « زيرا كه » باشد قاعده اين است كه جملهء علّت بعد از معلول ذكر شود مانند « عدد نيست زيرا كه جمله نيست » 34 وبا كلمهء ( چون ) و ( چونكه ) غالبا علّت مقدم ميشود مانند « وچون چنين است وقتي معلوم را پيدا توان كردن » 135 وگاهى مؤخّر از معلول مىافتد مانند ( وزشت باشد با خويشتن آوردن چون باز داشته است ) تاريخ بيهقى . وبا كلمهء ( از بهر ) گاهى علّت پيش مىافتد وگاه معلول .