37 - تكرار اسم ظاهر بصورت ضمير مانند « واين عدد كه ايشانرا بشمرد أو را وفق خوانند » 36 .
38 - آوردن مسند ومسند اليه بصيغهء ضمير اشاره همچون « اين آنست كه درست وشكستهدارى » 44 « اين آنست كه قمر بچهارم برج باشد » 210 .
39 - اسم فاعل بعد از فعل بصورت مسند اليه يا مفعول آمده است همچون ( تا نگويد گويندهيى ) و « پس دانسته آيد داننده را » 296 .
40 - أدوات اشاره بجاى علامت تعريف كه بزبان فرانسه آرتيكل گويند همچون « وآنچ از پس اوست أزين پنج روز همه جشنهاست » 253 يعنى آنچه از پس نخستين روز فروردينماه است تا پنج روز محدود ومعيّن ، همه جشنهاست . « اين شغل سهام چيزى است بس دراز » 452 .
41 - افزودن كاف تصغير پس ازهاء غير ملفوظه با تبديل هاء بكاف مانند « بپهلوى أو برستار ككى است خرد » 100 چنانكه منوچهرى گويد « شانككى آبنوس هدهد بر سر زده است » . وهمچنين بعد از حروف ديگر همچون « از پسترك از نماز پيشين بودى » 81 .
42 - كلمهء ( لكن ) و ( ليكن ) « 1 » بمعنى استدراك واضراب « 2 » ومرادف ( امّا ) متضمّن
هامش
( 1 ) - ظاهرا أصل اين كلمه مأخوذ است از عربى وبتصرّف فارسي زبانان الف مبدّل بياء مما له ميشود نظير آمن وحجاب واعتماد كه در نظم ونثر فارسي مبدّل به أيمن وحجيب واعتميد شده است .
( 2 ) - استدراك عبارت است از دفع توهّم احتمالي كه از سخن گوينده حاصل ميشود . فرض ميكنيم كه ميان صفت شجاعت وسخاوت ملازمهء اخلاقى باشد . پس وقتي ميگوئيم فلانكس شجاع است شنونده بقرينهء ملازمه حكم ميكند كه داراى سخاوت هم هست . در اينصورت ميگوئيم ( فلانكس شجاع است ولكن سخى نيست ) . يا وقتي ميگوئيم فلانكس شجاع نيست ، شنونده توهّم ميكند كه سخاوت هم ندارد .
پس ميگوئيم ( فلانكس شجاع نيست ولكن سخى هست ) . از اين جهت جملهء استدراكى با مستدرك عنه در مفهوم نفى واثبات مخالف ميشود هرچند در ظاهر تعبير موافق باشد مانند فلانكس سخاوت دارد ولكن جبان است . زيرا لازمهء جبن عدم شجاعت است .
امّا اضراب آنست كه از حكم سابق صرفنظر كنند وآنرا در حكم مسكوت عنه بگذارند .