رابطه يا ديگر اجزاء جمله بشكلى كه بعد از اين خواهيم گفت ، تفاوتى دارد . از اينجهت آنرا جداگانه شمار كرديم .
32 - حذف كردن اجزاء جمله با قرينه ( حذف اختصارى ) وبدون قرينه ( حذف اقتصارى ) مانند « 1 » :
« هرگه كه ايشان را ضرب كنى بيفزايند وقسمت كنى بكاهند » 33 يعنى وهرگه كه قسمت كنى . « عدد ناقص آنست كه جزوهاش جمله كنى از وى كم باشد » 37 يعنى اگر يا چون جمله كنى . « اگر از اين عددها دو راست باشند وسيوم كهتر » 38 يعنى كهتر باشد . « واين صوابتر زيرا كه سرو دارد » 91 يعنى صوابتر است يا صوابتر بود .
« بسيار مختلفتر » 115 . « اگر شمال باشد شمال وگر جنوب جنوب » 133 « اگر زهره باشد سوى شمال وگر عطارد باشد سوى جنوب » 134 . يعنى سوى شمال آغاز دميل كردن الخ . « اگر از مغرب است سمت از مشرق واگر از مشرق است سمت از مغرب » 183 . « قمر را يا هيچ عرض نبود يا اگر بود اندك مايه » 212 . « وچون يكى از ايشان بجايگاه استقبال باشد يا بدو نزديك بكمتر از دوازده درجه » 212 . « مختلف نبود بس بلكه متضادّ نيز » 361 « واگر يكى نگرد وديگر اوفتد نگرنده اوليتر باشد وگر هر دو افتند آنك بهره وشهادت بيشتر دارد » 437 .
33 - تقديم وتأخير در اجزاء جمله از قبيل مسند ومسند اليه وعلّت ومعلول وظرف ومظروف وشرط وجزا ونظاير آنها .
مثلا مسند اليه هم پيش از مسند ميآيد وهم بعد از آن امّا تقديمش بيشتر است .
تقديم مسند اليه بر مسند مانند : « اين افزونى وكمي بدو گونه است » 144 « واين جاى آغاز آن جايهاست » 192 « وآن بحقيقت بوقت استقبال است » 213 « واين سال حجّة الوداع است » 226 . « بهت چيست » 138 « مقامات چه چيزند »
هامش
( 1 ) - براي معنى قرينه وتقسيم آن بقرينهء لفظي ومعنوي وحالي ومقالى ونيز حذف اختصارى واقتصارى رجوع شود بكتاب مطوّل وشرح مير سيّد شريف جرجانى بر مفتاح سكّاكى وكليّات أبو البقاء .