تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 73

مساهمون:

صمقدمه ٧٣
روشن باشند بتن خويش وخواهى نه » 86 ( وچون ناپيدا شد خواهى كسوف باش وخواهى ناكسوف ) 219 ( خواهى أفق باشد وخواهى فلك نصف النّهار ) 219 ( وما بيزاريم از دروغ گفتن خواهى بر دوست وخواهى بر دشمن ) 251 ( جانوران كوچك خواهى آبى وخواهى زمينى ) 377 ( خواهى زحل تحت الشّعاع باشد يا پيدا ) 452 ( خواهى منصرف باشد از پيوندى كه أو را اندر آن برج بوده است يا نه ) 491 ( خواهى باتّفاق اوفتاده همچون مولدها آنكه دانسته آمد وخواهى كه أو را وقت اختيار كرده وگزيده آمد ) 536 . استعمال كلمهء ( خواهى ) بدون معادل هم در اين كتاب فراوان است مانند « واگر خواهى گوى كه آن عمود است كه از يكسر قوس فرود آيد » 9 « واگر خواهى گوئى آن خطّى است كه ميان آغاز قوس باشد » 9 . خود أستاذ در كتاب التّفهيم عربى بجاى ( خواهى ) كه با معادل باشد جملهء « سواء كان كذا أو كذا » وبجاى خواهى بدون معادل جملهء « ان شئت قلت كذا » عبارت فرموده است . 31 - اقتصار بيك رابطه در دو جمله كه هر كدام باستقلال محتاج رابطه‌اند مانند « وآنچ ميان أو وسمت الرّجل كه ديگر قطب أفق است تمام انحطاط خوانند » 181 يعنى آنچ ميان أو وسمت الرجل بود كه الخ « 1 » . « وبعد أو از خطّ اعتدال يا از خطّ زوال اندازهء آنچ بر نماز كن واجب است كه بگردد أزين هر دو » 187 يعنى اندازه آنچيزى است كه بر نماز كن واجب است . « ومعنى روز طلوعى آنك از بر آمدن آفتاب تا بر آمدن أو ديگر باره واين روز محسوس است » 233 . « آن برجها كه بر صورت مردم است يكى جوزا ودوم سنبله وميزان ونيمهء نخستين از قوس ودلو واين از جهت صورتهاى ايشان كه پيشتر نموديم كه بر صورت مردم‌اند » 319 . « سهم سهادت جائى است از فلك كه بعد أو از درجهء طالع سوى توالى بروج همچند بعد قمر از شمس سوى توالى ودانستن أو چنانست كه » 437 . اكتفا كردن بيك رابطه در چند جمله بدينگونه كه نموده‌هاى آنرا نوشتيم با حذف
هامش
( 1 ) - رجوع شود بنسخه بدلهاى آخر كتاب ص 605 .