تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 68

مساهمون:

صمقدمه ٦٨
از وى شمرند » 250 « پس ما آن آورديم كه اتّفاق ايشانست برو » 464 . 21 - مطابقت صفت با موصوف در تذكير وتأنيث كه بتقليد زبان عربى در فارسي آمده است در اين كتاب بسيار بندرت يافته ميشود . آن هم در موردى است كه كلمهء عربى بشكل مؤنّث در حكم اصطلاح شده ومخصوصا جائى كه لفظ موصوف هم عربى باشد مانند ( قوّت فاعله ) و ( قوّت منفعله ) ص 316 و ( كواكب ثابته ) 86 و 288 و ( كواكب سيّاره ) 132 . كلمات ثابته وسيّاره ومتحيّره ومعموره وأمثال آنها با علامت تأنيث در حكم اصطلاح شده است واز اين جهت در حالت وصف خواه موصوف فارسي باشد وخواه عربى ، وهمچنين در غير حالت وصف غالبا بشكل مؤنّث استعمال ميشوند مانند ( ستارگان ثابته ) 88 و ( ستارگان متحيّره ) 82 و ( رونده وثابته ) 75 و ( رجوع متحيّره ) 80 و ( از جملهء متحيّره ) 79 و ( نهاد معموره ) 166 و ( ستارگان سيّاره وثابته ) 151 . با اينهمه چون أستاذ ابوريحان مقيّد بنوشتن كلمات وبكار بردن أسلوب فارسي بوده در بيشتر موارد يا كلمات فارسي بجاى عربى گذارده ( رونده - سيّاره . ايستاده وبيابانى - ثابته . اندر مانده - متحيّره . آبادانى - معموره ) يا اگر ألفاظ عربى را آورده مطابق أسلوب فارسي بدون رعايت مذكّر ومؤنث نوشته است مانند ( نسبت مؤلّف ) 23 و ( حصّهء مقوّم ) 118 و ( ربع معمور ) 166 . امّا مطابقت صفت با موصوف 2 در جمع فارسي جز در دو مورد از اين كتاب نيافته‌ام ونظيرش در كتب ديگر هم بندرت يافته ميشود : « برجهاى نران همه روزىاند » 318 و « برجهاى چهارپايان حمل واسدند » 320 « 1 » . در ص 185 تاريخ بيهقى چاپ طهران « وغلامان ماهرويان » اگر نسخه صحيح باشد از اين قبيل خواهد بود .
هامش
( 1 ) - برجهاى چهارپايان بصيغهء جمع در صفحهء 320 وبرجهاى چهارپاى بصيغهء مفرد در صفحهء 319