تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 66

مساهمون:

صمقدمه ٦٦
523 « بر آنجاى كجا رسيده بود » 529 « بر آنجاى كجا رسيده باشد » 530 « وآنجا كجا پرسى وقت مسقط النّطفه است » 535 . 14 - جمع ميان دو كلمهء ( چون ) و ( اگر ) در أمثال اين جمله : « چون با اينهمه اگر اين كوكب نر باشد وببرج نر بود » ص 485 . 15 - كلمهء ( سخت ) در مورد كثرت بصورت قيد تأكيد همچون : « سخت سودمند است » ص 2 « سخت دور نشود » 81 . 16 - آوردن مصدر بصورت مفعول مطلق نوعي وتاكيدى مانند : « ببرند بريدن بر پشت كره » ص 83 « بخشيده است بخشيدنى راست » 366 . منوچهرى مصدر را بصورت مفعول مطلق عددي آورده است در اين بيت :
« تو گفتى ناى روئين هر زماني * در أو اندر دميدى يك دميدن »
ودر تاريخ بيهقى بصورت تأكيدى مينويسد « ديدار كنند ديدار كردنى بسزا » . 17 - ظرف را گاهى مؤخّر وگاهى مقدّم بر مظروف آورده است . مثال اوّل : « همچون چيزهاى سخت سودمند است اندر پيشة نجوم » ص 2 « بحسب جهد كردن ارشيمدس اندر دانستن أو » ص 17 « هيچ خلاف هست اندر مقدار زمين » 160 « آن را نظام بود اندر بيشترين حال » 243 . مثال دوّم : « شكلها كه اندر جسم موجود است » ص 3 « چون اندر خويشتن ضرب كردند » 42 . 18 - آوردن ادات مفعولى ( مر ) بر سر مفعول صريح همچون : « واين آنست كه هر سه پهلوى اومر يكديگر را راست همچند باشد » ص 10 « بىآنك يكى مر ديگر را ببرّد » 15 - 16 « وبريدن أو مر أو را بزاويه‌هاى قائم بود » 30 . ممكن است كه با وجود ادات مفعولى ( مر ) و ( را ) فعل صريح در جمله نباشد مانند « چون هفت مر چهل ونه را » ص 42 . 19 - كلمهء ( را ) گاهى علامت مفعول صريح است وگاه بمعنى تعلّق واختصاص مرادف ( از براي ) و ( بهر ) و ( محض ) و ( به ) .