تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 65

مساهمون:

صمقدمه ٦٥
سالى تمام حاصل شدى بهزار وچهار صد وشصت سال آنگه از جملهء سالهاى تاريخ يكسال افكندندى » 222 « وامّا پارسيان بروزگار دولت خويش تاريخ بروزگار آن ملك داشتندى كه ميان ايشان بودى وچون بمردى تاريخ از روزگار آن كردندى كه از پس أو نشستى » 238 « امّا اندر بعد تشريق وتغريب بايستى كه ميان ايشان فرق نهادندى . . . . ونيز بايستى كه ميان مشترى وزحل فرق بودى » 464 . 11 - تقديم حرف ( ب ) بر كلمهء ( بر ) مانند « زيراك زنان بر بشوهران اقتراحها كردندى وآرزوها خواستندى » ص 260 « چنانك مجامعت را بر بنگرستن بود » 495 . در اينگونه تركيب غالبا حرف ( ب ) بر كلمهء ( بر ) مقدم ميشود چنانكه پيش مثال زديم . ونيز فردوسى گويد :
« تهمتن بيامد بسر بر كلاه * نشست از بر تخت نزديك شاه »
* * *
« سپاه انجمن شد بدرگاه بر * يكى همچنان بر در شاه بر »
امّا تأخير هم جايز است چنانكه أستاذ فردوسى فرمايد :
بيك هفته با جام مى بر بچنگ * بمازندران كرد أزين پس درنگ
واين بيت فردوسى محتمل هر دو وجه است :
بنخجير بد رفته پيران ز جاى * نبد كس بدرگاه أو بر بپاى
12 - زياد كردن باء بر سر فعل منفى براي تأكيد مانند « پس لقب ونام بايد كردن تابنيا ميزند » ص 51 « ستارگان بآسمان چندانند كه شمرنده آنرا بنتواند شمردن » 86 . نظيرش از نظم فارسي سعيد طائى گويد :
غم مخور ايدوست كاين جهان بنماند * آنچه تو مىبينى آنچنان بنمايد
راحت وشاديش پايدار نباشد * گريه وزاريش جاودان بنماند الخ
13 - كلمهء ( كجا ) مرادف ( كه ) و ( كه آنجا ) مانند : « وهر كسى سوى آن ناحيت رفت كجا آن زفان بكار دارند » ص 251 « يكى بر آنجاى كجا اوست » 480 « بر ديگر جاى اوفتد از آن كجا سيّاره است » 481 « وطالع آنسال كجا قران بود . . . وآنجا كجا رسد » 513 « چون آفتاب بدان دقيقه باز رسد كجا بأصل مولد بوده است »