تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 63

مساهمون:

صمقدمه ٦٣
همى دارند » 235 « وهر روزى همى فزايد » 440 . آوردن أدوات استمرار در نظم ونثر قديم شايع بوده است واكنون در نثر معمول نيست وغالبا مورد استعمال صحيح آنرا تشخيص نميدهند : كلمهء ( همى ) و ( مى ) در جمله معنى مخصوص مىبخشد كه أقرب مجازاتش ، استمرار ودوام وتجدّد بر سبيل پيوستگى واتّصال است چنانكه رودكى گويد :
بوى جوى موليان آيد همى * ياد يار مهربان آيد همى الخ
وفردوسى فرمايد :
دوتائى شد آن سرو نازان بباغ * همى تيره شد آن فروزان چراغ
همى زرد گردد گل كامكار * همى پرنيان گردد از رنج خار
8 - مصدر تامّ بعد از افعال اراده وتمكّن وقدرت ولزوم ( خواستن ، شايستن ، توانستن ، بايستن ) مانند « وبر ديگران نتواند اوفتادن » ص 4 « تأليف از يك گونه شكل خواهى كردن » 29 « تركيب‌خواهى كردن » 29 « بر پشت كره خواهى كشيدن » 29 « از يكديگر جدا نتوانند بودن » 30 « متوازى شايند بودن » 30 « مانندهء يكديگر توان كردن » 34 « بدو نيم نتوان كردن » 34 . اكنون معمول آنست كه بصيغهء مصدر مرّخم يعنى با حذف نون مصدري ميآورند در كتاب تفهيم هم بر اين قسم بعض مثالها هست . 9 - آوردن فعل شرطي بصيغهء ماضي استمرارى ناقص در مورد شرط وتمنّى وو ترجّى مانند « وگرنه آنستى كه آن مردمان كه اين بكار دارند اتّفاق بر اين كردند خلاف آن مخالفان روا داشتيمى ولكن از عادت بيرون آمدن ناپسنديده بود » ص 53 « اگر آفتاب آنجا بجاى أو بودى از پس ترك از نماز پيشين بودى » 81 « اگر آفتاب آنجا بجاى أو بودى وقت چاشتگاه فراخ بودى » 81 « اگر روشن نبودندى نبايستى كه حال ايشان اندر روشنائى . . . . . يكى بودى وبايستى كه چيزى پديد آوردندى » 86 « اگر كار دراز نشدى وياد داشتن آن دشخوار نبودى » 89 « اگر فعل نگشتى حاصل كردن اين أحوالها فايده‌يى نداشتى » 466 .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 63 | أبو ريحان البيروني