تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 64

مساهمون:

صمقدمه ٦٤
استعمال اين نوع فعل در نظم ونثر قديم كاملا شايع ومتداول بوده است . امام محمّد غزّالى در نصيحة الملوك مينويسد « خواهد كه همه خزائن جهان پر خاكسترستى ودر وى هيچ زر نيستى » و « اگر نه آنستى كه ترا بر من حقّ خويشى بودى از تو اين خطا فرو گذاشتمى » و « اگر شمشير وقلم نيستى اين جهان بپاى نيستى » . دقيقى گويد :
كاشكى اندر جهان شب نيستى * تا مرا هجران آن لب نيستى
زخم عقرب نيستى بر جان من * گر ترا زلف معقرب نيستى الخ
هم دقيقى يا فردوسى فرمايد :
شبى در برت گر بر آسودمى * سر فخر بر آسمان سودمى الخ
مسعود سعد سلمان گويد :
گر بينديشدى ز آخر كار * از بد ونيك گنبد گردان
نه نهالى نشاندى بزمين * نه بنائي برآردى بجهان
سعدى فرمايد :
ايكاش ز در درآمدى دوست * تا ديدهء دشمنان بكندى
ادباى متأخّر ومعاصر مخصوصا نويسندگان ، آوردن اينگونه فعل را أصلا متروك داشته وغالبا مورد استعمال آنرا فراموش كرده‌اند . 10 - آوردن فعل بصيغهء استمرارى ناقص وبقول علماى قافيه با ياء مضارعه ، در غير مورد شرط وتمنّى وترجّى وأمثال آنها وبدون حرف شرط وتمنّى وترجّى مانند « وبتوانستندى كردن كه بر حروف معجم كردندى » ص 52 « وبقياس اين اسم بايستى كه جدى را نيز تيس نام كردندى » 91 « ونيز ما را بدان سماع نيفتاد تا درست شدى » 106 « پس اين چهار روز را يله همى كردند تا از وى ما هي تمام گردآمدى بصد وبيست سال وآنگاه اين ماه را بر ماههاى سال زيادت كردندى تا سيزده ماه شدى ونام يكى ماه اندر ودوبار گفته آمدى وآن سال را بهيزك خواندندى » 222 « وامّا قبطيان كه أهل مصرند اين چهار يك روز را پيش از زمانهء أغسطس يله كردندى تا از وى