كافى در هر موضوع ، پر مغزى واشتمال بر فوائد علمي وأدبي بيشمار ، پيراستگى از حشو وزوائد ، خالى بودن از ألفاظ ومعاني ناپسند ونادرست ، اينها همه جزو مزايا وخصايص اين كتاب است كه مجموع آنها را در هيچيك از مؤلّفات فارسي نتوانيم يافت .
وبعد از اسلام تاكنون كتابي شامل همهء اين خصوصيّات تأليف نشده يا بدست ما نرسيده است . وكتبي كه بدست ما رسيده ، اگر از قبيل سياست نامهء منسوب به خواجة نظام الملك واسرار التّوحيد محمّد بن منوّر ، بنظر أدبي ارزش داشته باشد ، از نظر علمي چندان اهميّت ندارد . واگر از قبيل زاد المسافرين ناصر خسرو ، بنظر علمي مهمّ باشد از جنبهء أدبي عالي نيست . واگر از قبيل حدود العالم در جغرافيا وكفاية التّعليم در احكام نجوم ، هر دو جهت علمي وأدبي را دارا باشد ، بجامعيّت وتنوّع مقالات كتاب تفهيم نيست .
واگر أحيانا تنوّع مقالات هم داشت ، بسنديّت واعتبار وقدر مسلّم بقديمى وكهنگى واصالت فارسي اين كتاب نيست ، از قبيل حدائق الأنوار يا جامع العلوم فخر رازي ودرّة التّاج قطب شيرازي وأمثال آنها .
وبالجملة در ميان كتب موجود نثر فارسي كتابي كه داراى چند خصيصهء قدمت وصحّت وجامعيّت وبلاغت أدبي باشد بجز كتاب التّفهيم سراغ نداريم .
يك جملهء ناصواب يا كلمهء نادرست وتعبير ناپسند كه مورد تعريض حرفگيران باشد ويك مطلب مخالف منطق وعقل از قبيل اغلاط وتناقضهاى لفظي ومعنوي وياوهها وخرافات وخواصّ عجيب أشياء وعجايب شهرها ومخلوقات وتواريخ مجعول وافسانههاى واهى وبىاساس وعلوم غريبه كه كتب ديگران مملوّ از آنهاست ، در سراسر اين كتاب يافته نميشود . واگر در باب احكام نجوم أحيانا چيزى مخالف عقل صريح نقل شده اوّلا بر سبيل تعليم وتفهيم اصطلاحات أهل صناعت بوده است نه بيان اعتقاد .
وثانيا خود أستاذ ابوريحان پيشتر وبيشتر از همه كس بسستى مقدّمات وآشفتگى قياسهاى اين فنّ پىبرده « 1 » وعقيدهء خويش را باينگونه مطالب صريحا اظهار فرموده است « 2 » .
هامش
( 1 ) - اشاره است بعبارت أستاذ در ( ص 360 ) نسخهء حاضر كه پيش هم نقل كرديم « أصل اين حديث سستى مقدّمات اين صناعت وآشفتگى قياسهاش است » .
( 2 ) - از جمله در ( ص 316 ) كه عبارت أو را پيش نقل كرديم « اعتقاد ما اندرين ثمره واندرين صناعت مانندهء اعتقاد كمترين مردمان است » يعنى كساني كه عقيدة باحكام نجوم ندارند .