ابوريحان دفع كرده است . خلاصهء گفتار آن فاضل عاليمقدار نقل ميشود : « ويجتمع من حركة الحامل وحركة الأوج حركة وسط عطارد . وهذا الّذى ذكرنا موافق لما ذكره العلّامة في النّهاية والتّحفة وهو مبنىّ على ما اشتهر من انّ مجموع حركتي الممثّل والحامل في المتحيّرة يسمّى بالوسط . وقوم يسمّون مجموع حركة الممثّل وفضل حركة الحامل على حركة المدير بالوسط . وهذا من اصطلاح أهل العمل . والأستاذ أبو الرّيحان البيروني ذهب في التّفهيم إلى الاصطلاح الاوّل حيث قال انّ حركة وسط عطارد هو ضعف حركة وسط الشّمس فاندفع عنه تخطئة أبى المحامد الغزنوىّ من انّه سهو » « 1 » .
ج : سوّمين اعتراض أبو المحامد بر كتاب التّفهيم همانست كه دربارهء قرانات نقل كرديم وجواب آنرا وعده داديم . أبو المحامد ميگويد : « اين قول كه قران بر سه نوع است از أستاذ پسنديده نيست براي آنكه سهو است وگمان آنست كه اين سهو از طغيان قلم است وحقّ آنست كه چهار قرانست » الخ .
اينكه ميگويد اين قول از أستاذ پسنديده نيست ، بنظر ما پسنديده نيست . زيرا كه مقصود أستاذ بيان أصول مهمّ قرانات بوده وتقسيمات زائد ، وابسته بفرض واعتبار است . چه اقسام را بحسب ادوار قران نسبت بهريك از چهار مثلّثه ، وهمچنين نسبت بهريك از سه برج از يك مثلّثه ، ونيز نسبت بقرانهاى دوگانى وسهگانى تا هفتگانى وأشباه ونظاير اين اعتبارات ، هر قدر بخواهيم مىتوانيم بيشتر از سه نوع وچهار نوع هم اعتبار كنيم چنانكه برخى از منجّمان حشوى كردهاند . وانگهى اقسام چهارگانه را از روى گفتههاى خود أستاذ نيز استنباط توان كرد .
بالجملة اينگونه مسائل چندان اهميّت علمي ندارد كه أستاذ را بر سر آن تخطئه
هامش
( 1 ) - نگارنده چون بعبارت بيرجندى برخورد شعفى زائد الوصف پيدا كرد وبر مهارت اين مرد در كار خويش واحاطه بكتب ونوشتههاى أهل فنّ آفرين گفت وتوفيق خويش را از خداوند يكتا خواستار گرديد .